احادیث و سخنان

حدیث پیامبر در مورد اسرار علوم

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حدیث زیبایی فرمود: لا تحدثوا الناس بما لا یعرفون. اتحبون ان یکذب الله و رسوله؟ [۲۲۳] . با مردم به آنچه نمی فهمند و درک نمی کنند و ظرفیت آن را ندارند گفتگو نکنید، آیا دوست دارید که خدا و رسول او را تکذیب کنند؟. در این توصیه که از خدا، پیامبر، امام، عقل و نقل خردمندان شده؛ تردیدی نیست که باید اسرار علوم و مطالبی که عوام درک نمی کنند به آن ها نگفت، زیرا آن ها جسور می شوند و طغیان و فساد به پا می نمایند. [ صفحه ۲۴۳] شیخ نعمانی در کتاب «غیبت» از انس از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که حضرتش فرمود: لا تحدثوا الناس بما لا یعرفون. [۲۲۴] . برای مردم، حدیثی را که نمی فهمند و نمی شناسند نگویید. این یک امر روانی و غریزه ی فطری است، که یک انسان، در زندگی خودش ادوار مختلفی دارد و هر عصری در خور فهم و هضم و تحلیل چیزی است. به عنوان مثال: نمی توان به کودکی که در دوران شیرخوارگی است کباب برگ داد و نمی شود در دوران کودکی به او مساله هندسه و جبر آموخت. او قبل از بلوغ مفهوم زناشویی را نمی فهمد، تا پدر نشود، معنی پدری را درک نمی کند. در معارف هم این طور است، تا کسی معانی را درک نکند نمی تواند آن را هضم نماید، بلکه نمی تواند قبول کند و لذا اگر یک مطلب علمی را برای عوام الناس گفتی به صورت لاطائل و باطل تلقی می کند می گوید: رده گفته است. چنانچه در میان اهل منبر بی تجربه بسیار دیده شده که اقتضای مجلس را تشخیص نداده برای خواص قصه می گفتند و برای عوام مطلب علمی بیان می کرد هر دو از او نفرت یافتند و به حکم رده گویی او را جواب دادند. همچنین اگر ضرورت ندارد نباید برای مرد بی تجربه و بی خرد گفته شود که مرغی آتش خوار در هندوستان است تا برای اثبات آن مجبور شود به هند برود و مرغی آتش خوار پیدا کند. این سنت اجتماعی، از سنت ربوبی اقتباس شده که متکلم بایستی در خور فهم شنونده سخن بگوید و به خصوص مزاج غیر مستعد که نمی تواند معانی دقیق را هضم نمایند نماید در مجالس علمی بنشیند که مبادا گمراه گردد. از این رو، امیرالمومنین علیه السلام هم فرمود: [ صفحه ۲۴۴] «اتحبون ان یکذب الله و رسوله؟ حدثوا الناس بما یعرفون و امسکوا عما ینکرون». [۲۲۵] . آیا دوست می دارید مردم عوام بی خبر بی خرد خدا و رسول را تکذیب کنند؟ با مردم به اندازه ی معرفت آن ها سخن بگویید و از آن چه نمی دانند و نمی توانند بفهمند امساک کنید. خداوند هم به موسای کلیم علیه السلام فرمود: کلم الناس علی قدر عقولهم. [۲۲۶] . ابن عقده از امام صادق علیه السلام روایت می کند که حضرتش فرمود: یا عبدالاعلی! إن احتمال امرنا لیس معرفته و قبوله إن احتمال امرنا هو صونه و ستره عمن لیس من اهله. فاقرئهم – ای الشیعه – السلام و رحمه الله و قل: قال لکم: رحم الله عبدا استجر موده الناس إلی نفسه و إلینا بان یظهر لهم ما یعرفون و یکف عنهم ما ینکرون. [۲۲۷] . ای عبدالاعلی! تحمل امر ما تنها شناختن آن و قبول آن نیست بلکه تحمل امر ما حفظ کردن آن و پوشش آن از نا اهلان است. سلام ما را به شیعیان و دوستان ما برسان و بگو: او به شما گفت: خدا رحمت کند بنده ای را که دوستی مردم را به سوی خودش و ما بکشاند به اینکه برای آنها آنچه را که می فهمند اظهار کند و از گفتن آنچه که ظرفیت فهم آن را ندارند خودداری کند. آری، تیغ دادن بر کف زنگی مست به که افتد علم را نادان به دست باز ابن عقده از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: [ صفحه ۲۴۵] امر ولایت و دوستی ما تنها علمی نیست که باید قبول کنند و حفظ نمایند، بلکه باید از دست نااهلان بپوشانند و از تصرف جاهلان و بی خردان ایمن گرداند. (فإن آمنوا بمثل ما آمنتم به فقد اهتدوا) [۲۲۸] . در تفسیر «صافی» از امیرمومنان علیه السلام نقل شده که: رسول خدا صلی الله علیه و آله به حذیفه فرمود: یا حذیفه! لا تحدث الناس بما لا یعلمون، فیطغوا فیکفروا و إن من العلم صعبا شدیدا محمله لو حمله الجبال لعجزت عن حمله ان علمنا اهل بیت یستنکر و یهمل و یقتل رواته و بساء الی من یتلوه بغیا و حسدا لما فضل الله عتره النبی صلی الله علیه و آله و الوصی. ای خذیفه، مردم را به آنچه نمی فهمند خبر نده که سبب طغیان آن ها و کفرشان گردد. زیرا بعضی از دانستنی ها تحمل آن و پذیرفتنش سخت و دشوار است کوهها از حمل آن و برداشتنش ناتوانند. علم ما اهل بیت مورد انکار و ابطال قرار می گیرد و روات آن کشته می شوند و به آن که آن را تلاوت کند آزار و اذیت می شود از روی ظلم و حسد به آنچه خداوند به عترت نبی و وصی پیامبر فضل و بخشش نموده است. در روایت دیگری آمده که حضرتش فرمود: اگر صاحب صد دل صاف و پاک مانند طلا داشتم از آن ها ده نفر را و از آن ده نفر یک نفر را انتخاب می کردم و آنچه از علوم می دانستم به او می آموختم. امام جعفر صادق علیه السلام به معلی بن خنیس فرمود: اگر کسی ما را از راه نشر علوم ما به کشتن دهد ما را به خطا نکشته و [ صفحه ۲۴۶] قتل خطا نیست بلکه قتل عمدی است. [۲۲۹] . در حدیث دیگری حضرتش به عبدالرحمان بن حجاج فرمود: اگر کسی در مجامع غیر متناسب به نشر علوم ما آغاز کند خداوند بر او آتش شمشیر آهنین را مسلط می فرماید. منظور این بود که علومی را که محل هضم و تحلیل ندارد بیان نکنید اسرار و رموز دانش و بینش را جز نزد اهلش مگویید که سبب کفر و شرک یا قتل و نهب از روی حقد حسد می شود. نگارنده گوید: مردم در برابر این علوم دو دسته اند: ۱ – جاهل خوش جنس ۲ – جاهل بدنفس. آنکس که نادان خوش نفس است چون نمی تواند مطالب را بفهمد راه انحراف پیش می گیرد و اگر هم به زبان نیاورد در قلب خود مضطرب است. و اما جاهل بد نفس از روی حقد و حسد و کینه و بغض سعایت می کند و موجب قتل و شتم و شماتت و دشنام می گردد. پس به طور مطلق باید علم را از نااهل پوشانید و برای تدریس و تعلیم امتحان و اختبار نمود و هر کس واجد شرایط بوده به او دانش آموخت و هر کس فاقد شرایط شناخته شد طرد شود که در زندگی خودش و دیگران گرهی روی گره نخورد.
برگرفته از کتاب زندگانی حضرت امام محمد تقی جوادالائمه نوشته آقای حسین عماد زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *