احادیث و سخنان

سخن امام جواد با عموی خود عبدالله بن موسی

مسعودی گفته است:
از محمودی روایت شده که گفت: بر بالین حضرت رضا در شهر طوس ایستاده بودم کهکی ازاران حضرت به من گفت: اگر حادثه ای رخ دهد، به چه کسی مراجعه کنیم؟ حضرت متوجه گردید و فرمود: به فرزندم امام جواد، ولی گویا آن مرد، سن امام جواد را کوچک شمرد: امام رضا به آن مرد فرمود: خدای متعال بهقین عیسی بن مریم را برای قیام به شریعتش برانگیخت، در حالی که سن و سال او، کمتر از سن و سالی بود که امام جواد به شریعت ما قیام می کند. هنگامی که امام رضا در سال ۲۰۲ به شهادت رسید، سن و سال امام جواد، حدود هفت سال بود، مردم در بغداد و سایر شهرها، دچار تفرقه و اختلاف شدند، ریان بن صلت و صفوان بنحیی و محمد بن حکیم و عبدالرحمان بن حجاج وونس بن عبدالرحمان و گروهی از معتمدین و بزرگان شیعه، در خانه عبدالرحمان بن حجاج در محله زلول گرد هم آمده، از مصیبت فقدان امام رضا علیه السلام، می گریستند و عزاداری می کردند.
در این میان،ونس بن عبدالرحمان خطاب به حاضرین گفت: گریه را واگذارید، چه کسی شایسته امامت است؟ و آهنگ سوال و پرسشها، به سوی کیست؟ آیا تا بزرگ شدن این کودک – امام جواد علیه السلام – باید درنگ کرد؟ ریان بن صلت برخاست، به جانب او رفت، دست خود را بر حلقومش نهاد وک ریز او را سیلی می زد و به او می گفت: ای فرزند زن بدکاره! پیش ما تظاهر به ایمان می کنی، در حالی که شک و شرک خود را پنهان ساخته ای؟! اگر فرمان امامتش، از جانب خدای متعال است، اگر فرزندک روزه هم باشد، به مثابه فرزند صد ساله است و چنانکه از سوی خدا فرمانی نباشد، با داشتن هزار سال هم چونانکی از مردم خواهد بود این مطلبی نیست که در آن تامل (و شک) شود. همه حاضرین متوجهونس شده زبان به توبیخ و سرزنشش گشودند، موسم حج نزدیک بود و از فقها و دانشمندان بغداد و شهرهای دیگر، هشتاد نفر جمع شدند و آهنگ حج خانه خدا و تشریف به مدینه، به منظور دیدار امام جواد علیه السلام کردند، چون به مدینه در آمدند، داخل خانه امام جعفر صادق – که خالی بود – [۱] ، شدند و بر فرش بزرگی که زمینه قرمز داشت، نشستند و عبدالله بن موسی – برادر امام رضا -، به میانشان آمد و در بالای مجلس نشست، در این هنگام، شخصی برخاست و چنین گفت: این، فرزند رسول خداست!هر کس پرسشی دارد، از وی سوال کند.
مردی از میان حاضران بپا خاست و خطاب به عبدالله بن موسی گفت: «در مورد مردی که به همسرش بگوید: تو مطلقه ای، به شمار ستارگان آسمان» چه می گویید؟
عبدالله بن موسی جواب داد: سه طلاقه است، به بالا دست (سینه و مرکز) برج جوزاء که سه ستاره است و به نسر واقع (که آن هم سه ستاره است) [۲] و شیعیان متحیر و اندوهگین شدند.
سپس مرد دیگری از جایش بلند شد و از او پرسید: چه می گویی راجع به مردی که با چهارپایی نزدیکی کند؟
او در جواب گفت: دستش قطع می شود، صد تازیانه می خورد و تبعید می گردد، همه حاضران صدا به گریه بلند کردند، حال آنکه فقیهان و دانشمندانی از شرق و غرب بلاد اسلامی و مکه و مدینه و کوفه و بصره، حضور داشتند و به تکاپو افتادند که برخیزند و مجلس را ترک نمایند، ولی ناگهان از بالای مجلس، دری گشوده شد و موفق خادم، پیشاپیش امام جواد در حالی که حضرت پشت سرش بود و دو پیراهن وک لنگ عدنی بر تن داشت و عمامه ای با دو آویزه،کی از پیش رو و دیگری از پشت سر، بر سر نهاده، نعلین دو بندی بر پا کرده بود، داخل شدند، حضرت سلام داد و نشست و توجه همه حاضران در مجلس را به خود جلب کرد.
پس صاحب مساله نخستین برخاست و خطاب به امام جواد عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! «درباره مردی که به همسرش بگوید: تو مطلقه ای به شمار ستارگان آسمان» چه می فرمایید؟ امام جواد فرمود: کتاب خدای متعال را بخوان: (الطلاق مرتان فامساک بمعروف او تسریح باحسان) [۳] «طلاقی که شوهر در آن، رجوع تواند کرد، دو مرتبه است، پس چون طلاق جاری کرد،ا رجوع نماید و زن را به خوبی و خوشی نگهدارد وا به نیکی و خیر اندیشی، رها سازد.».
به حضرت عرض شد: عمویتان فتوا داد که سه طلاقه شده است! (و امکان رجوع ندارد) و حضرت خطاب به عموی خود فرمود: ای عمو! از خدا پروا کن و فتوا مده در حالی که در مقام امامت و پیشوایی، اعلم از شما وجود دارد. صاحب مساله دوم نیز به پا خاست و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! چه می فرمائید راجع به مردی که با چهارپایی، نزدیکی کند؟ حضرت فرمود: تازیانه می خورد، پشت چهار پا داغ و در بیابان رها می گردد تا عار و ننگش بر متجاوز باقی نماند.
به حضرت عرض شد: عمویتان فتوای چنین و چنان صادر نمود! و حضرت فرمود: خدایی جز خدایکتا نیست، ای عمو! در پیشگاه خدا، بسیار سخت و بزرگ است که فردا در محضرش بایستی و به تو بگوید: چرا برای بندگانم به آنچه که نمی دانی، فتوا صادر کردی، حال آنکه در شئون امامت، داناتر از تو وجود داشت؟
عبدالله بن موسی به حضرت گفت: برادرم امام رضا علیه السلام را دیدم که در مثل چنین مساله ای، همین پاسخ را فرمود.
امام جواد به او فرمود: امام رضا علیه السلام در مورد نباش که قبر زنی را شکافته و به او تجاوز کرده و کفنش را دزدیده، مورد سوال قرار گرفت و فتوا به قطع دستش داد، بخاطر سرقت و دزدی و دستور تبعیدش را صادر نمود، به جهت تجاوزش به مرده. [۴] .
—————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] به نقل مجلسی در بحارالانوار.
[۲] معنی کلام او این است که طلاق سه تا واقع می شود نه بیشتر.
[۳] بقره ۲: ۱۲۹٫
[۴] اثبات الوصیه: ۲۱۳٫
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان ۱۳۸۷٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام جواد علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *