احادیث و سخنان

شرایط قطع ید دزد در فقه جعفری

این فرع فقهی را برای این جهت آوردیم که خوانندگان نظریه ائمه اربعه را با سایر فرق اشاعره و معتزله در اجرای حد و قصاص و قطع ید دزد بخوانند و نظر دوربین و مآل اندیش [ صفحه ۱۲۳] ائمه امامیه را نیز دریابند که تا چه حد اطراف و جوانب امر را رعایت می کردند. اینک شرایط قطع ید دزد را می نویسیم تا مطلب روشن گردد: ۱ – این که دزد عاقل، بالغ و مختار باشد. ۲ – آنچه دزدیده مالیت داشته باشد. به عنوان مثال شراب، مسکرات و آلات قمار اطلاق دزدی در قطع دست نمی شود. ۳ – آنچه دزدیده معادل ربع دینار مسکوک رواج باشد، یا ربع اشرفی عینا یا قیمتا. ۴ – مال از فرزند خودش نباشد زیرا اطلاق دزدی بر آن نمی شود. ۵ – از مولا و مالکش نباشد. ۶ – در سال قحطی نباشد. ۷ – مال مشترک از شریک سارق نباشد که به طور توهم حلال بودن بردارد. ۸ – از محرمات نباشد. مانند سگ، خوک و نجاسات. ۹ – از حرز یعنی جای مقفل و در بسته باشد. یعنی جائی که مال را برای محافظت پنهان کرده باشند. ۱۰ – دزد در بیرون آوردن مال از حرز (محل مقفل) شخصا به تنهایی بیرون ببرد. اگر چند نفر قفل را باز کنند دست هیچ یک قطع نمی شود. ۱۱ – متاع را خود دزد به دست خود بردارد و حمل کند. اگر کودکی بردارد یا به حیوانی حمل کنند که دست خود دزد بر او نرسد، دزدی نیست. ۱۲ – آن که پنهانی مال را به دزدد نه آشکارا و به قهر و غلبه، زیرا بردن اموال دیگری به قهر و غلبه حکم دیگری دارد. [۷۹] . اگر دزد با این شرایط به دزدی اقرار کند باید دست او را به همان ترتیب که امام جواد علیه السلام فرمودند باید قطع کرد. برای اولین بار، و بار دوم و سوم حکم دیگری دارد [ صفحه ۱۲۴] که گذشت و اگر توبه کرد و مال را به صاحبش مسترد نموده، خداوند توبه او را قبول می کند و عقاب آخرت رفع می شود، ولی قصاص دنیا باقی است و حد به توبه رفع نمی شود. این یک فرع فقهی در مساله ی دزدی است که با رعایت جوانب کار و شرایط حال و رعایت محیط و پیدا کردن ریشه و علل دزدی در نظر صاحب شریعت و فقه جعفری بیان شده است. و همین یک فرع کوچک کافی است که سایر قوانین مقدس اسلام را از طریقه فقه جعفری ملاک عمل قرار داده و فرق بین عالم آسمان و عالم مکتب بشر را دریابید. روزی ابوالعلاء معری با سید مرتضی رحمه الله در حد و دیه ی قطع ید سارق معارضه کرد، گفت: چرا دستی که ربع دینار دزدید پانصد دینار دیه بدهد؟ دیه دست نصف دیه کامله است و این شعر را انشاد کرد: ید بخمس ماتین عسجد و دیه ما بالها فی ربع دینار؟ تناقض مالنا الا السکوت له و ان نلوذ بمولانا من النار دستی که خدای تعالی دیه اش را پانصد دینار مقرر فرموده از مروت دور است که چون ربع دینار می دزدد حاکم آن را می برد یک شیی را گاهی پانصد دینار بها مطالبه کنند و گاهی ربع دینار قیمت نهند این حکم متناقض است و از فتوای خرد دور است. یکی از شاگردان شریف مرتضی رحمه الله در پاسخ او بیت را انشاد کرد: هناک مظلومه غالت بقیمتها و هاهنا ظلمت هانت علی الباری چون دست را به ناحق برند مظلوم است و حق تعالی رعایت مظلوم را از دست نمی دهد، از این رو، گرانبها باشد و چون به مال مردم دراز شود ظالم بوده پروردگار ظالمان را پست و حقیر کرده بدان جهت قیمتش ربع دینار است. [ صفحه ۱۲۵] یکی از شاگردانش به نثر گفت: الید لما کانت امینه ثمینه فلما خانت هانت؛ دستی که امین و مورد امانت باشد عزیز و گرانبهاست و دست خائن خوار و ذلیل است. سید مرتضی رحمه الله در جواب ابوالعلای معری فرمود: عز الامانه اغلاها و ارخصها ذل الخیافه فافم حکمه الباری [۸۰] .
برگرفته از کتاب زندگانی حضرت امام محمد تقی جوادالائمه نوشته آقای حسین عماد زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *