اخلاق و فضائل

امام جواد مولود پرخیر و برکت

علیرغم آن همه تلاشها و کوششهایی که در هر مناسبتی به منظور کوبیدن شخصیت امام جواد (علیهالسلام) به عمل میآمد، تا آنجا که گفتهاند: «مامون، دربارهی ابوجعفر (علیهالسلام) دست به هر حیلهای زد، ولی به هیچ نتیجهای نرسید». [۹۸] . آری، علیرغم این تلاش، مامون راه به جایی نبرد و امام (علیهالسلام)، عظمت و نفوذ بیشتری مییافت و به گونهای که برای نظام حاکم، که زمام امور را در دست داشت، هراسآور بود، ریشه میدوانید… و به بهترین وجه ممکن، امت و امامت را از آن گرداب سخت و هولناکی که با آن روبرو شده بود، عبور داد. پایههای دین را [ صفحه ۱۰۴] مستحکم نمود، حجت و برهان اقامه کرد و راه را برای شبروان روشن ساخت و به صورت کامل و آشکار سخن پدرش امام رضا (علیه صلوات الله و سلامه) را دربارهی او که فرمود: «این مولودی است که در اسلام پرخیر و برکت از او زائیده نشده است» [۹۹] مجسم نمود در متنی دیگر، فرمود: «این نورسیده، آن است که برای شیعیان ما، از او با برکتتر مولودی زاده نشده است» [۱۰۰] و در زیارت آن حضرت (علیه الصلاه و السلام) میخوانیم: هادی امت، وارث ائمه، گنج رحمت، سرچشمهی حکمت، قائد برکت، همتای قرآن در وجوب اطاعت، در شمار اوصیاء، در اخلاص و عبادت. راهنمای به سوی تو، آنکه او را پرچم و نشانه برای بندگانت و بیانگر کتاب خودت و حاکم به امرت و یاور دینت و حجت بر خلقت و نوری که بدان تارکیها شکافته شود و پیشوایی که بدان به هدایت رسیده شود و واسطهای که بدو به بهشت راه برده شود، قرار دادی». [۱۰۱] . آری، همچنان کار امام بالا میگرفت و ستارهاش میدرخشید، تا آنکه – با این که خردسال بود – انگشت نما شده، موافق و مخالف و دوست و دشمن به علم و فضل او معترف شدند و چه بسا همان مجالس و محافلی که حکومت در برپایی آن نقش داشت، سهم بسیاری در [ صفحه ۱۰۵] آشکار شدن فضل او و در بلند آوازه شدنش داشت. کسی که به حادثهی تزویج دختر مامون به امام (علیهالسلام) بنگرد، با تمجید و ثنای بسیاری دربارهی او مواجه میشود، با اینکه آن حضرت در آن زمان هفت ساله بود. گفتهاند: «او را به دامادی انتخاب کرد، زیرا با کمی سن، از جهت علم و معرفت و حلم برجستهترین اهل فضل بود…» و «به خاطر اینکه با کمی سن، فضل و علم از خود نشان داد و کمال عظمت و روشنی برهان او را دید، همچنان شیفتهی او بود». [۱۰۲] . و سبط بن جوزی میگوید: «در علم و تقوا و زهد و بخشش، بر روش پدرش بود». [۱۰۳] . چنانچه جاحظ معتزلی عثمانی، که از راه علی (علیهالسلام) و اهلبیتش منحرف بود و در بصره میزیست و ید طولائی در علم داشت و دارای اطلاعات سرشاری بود و دربارهی بسیاری از علوم و فنون شایع در عصر خود، کتابهایی نوشته و معاصر امام جواد (علیهالسلام) و پس از او معاصر فرزندانش بوده است – این جاحظ – امام جواد (علیهالسلام) را در شمار ده تن از «طالبیونی» آورده است که دربارهی آنان گفته است: «هر یک از آنان، عالم، زاهد، ناسک، شجاع، بخشنده، پاک و پاک نهادند، برخی از ایشان خلیفه و برخی نامزد خلافت، هر یک متصل به دیگری تا ده تن و ایشان عبارتند از: حسن بن علی بن محمد بن علی [ صفحه ۱۰۶] بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی و چنین نسبی شریف و والا برای هیچ یک از خاندانهای عرب و عجم نیست…». [۱۰۴] . و علی جلال حسینی گفته است: «با اینکه خردسال بود، در علم و فضل مبرزترین اهل زمان خود شد». [۱۰۵] . و محمود بن وهیب بغدادی حنفی گفته: «او وارث علم و فضل پدر و در قدر و کمال بزرگترین برادران خود است». [۱۰۶] و سخنان دانشمندان در این زمینه بسیار است که مجال برای نقل و تتبع تمامی آنها نیست. [۱۰۷] . به هر حال، امام (علیهالسلام) مورد احترام و توجه خاص و عام بود و دوستی و شیفتگی و شوق آنان به دیدن سیمای نورانی او آنچنان بود که زمانی که به خیابانهای بغداد که پایتخت بود وارد میشد مردم از اطراف میدویدند و به جاهای مرتفع میرفتند و میایستادند تا او را ببینند، به گونهای که دیدن او برای آنان رویدادی مهم به شمار میرفت. «قاسم بن عبدالرحمن – که فردی زیدی بود – میگوید: به بغداد رفتم، روزی دیدم مردم میدوند و بر بلندیها میروند و میایستند، گفتم: چه خبر است؟ گفتند: ابنالرضا، ابنالرضا. گفتم به خدا قسم باید او را ببینم. پس بر استری سوار شد، من گفتم خدا لعنت کند معتقدین به امامت را که میگویند خدا پیروی از این (کودک خردسال) [ صفحه ۱۰۷] را واجب کرده است. پس او به سوی من برگشت و گفت: ای قاسم بن عبدالرحمان، «ابشرا منا واحدا نتبعه انا اذن لفی ضلال و سعر – آیا یک تن بشر از خودمان را پیروی کنیم؟ ما در این هنگام در گمراهی و آتش خواهیم بود – سوره قمر، ۲۴». پیش خود گفتم به خدا قسم ساحر است! باز به سوی من برگشت و گفت: «االقی الذکر علیه من بیننا بل هو کذاب اشر – آیا در میان ما ذکر (وحی) بر او فرود آمده؟ بلکه او دروغگویی برتری جوی است – سورهی قمر، ۲۵» در این هنگام من از عقیدهی سابق خود برگشتم و به امامت معتقد گشتم و به اینکه او حجت خدا است بر خلق گواهی داده معتقد شدم». [۱۰۸] . میتوان میزان عظمت امام جواد (علیهالسلام) را از شدت احترام و تعظیم عموی پدرش، علی بن جعفر الصادق (علیهالسلام)، نسبت به آن حضرت، دانست و علی بن جعفر، خود از علماء بزرگ و محدثین شناخته شده بود. حسین بن موسی بن جعفر (علیهماالسلام) روایت میکند که در مدینه، نزد ابیجعفر (امام جواد علیهالسلام) بودم، علی بن جعفر نیز نزد آن حضرت بود، طبیب برای حجامت امام (علیهالسلام) به وی نزدیک شد، علی بن جعفر برخاست و گفت: آقای من، از من شروع کند تا من قبل از تو تیزی آهن را بچشم… و چون ابوجعفر (علیهالسلام) برخاست برود، علی بن جعفر بلند شد و کفشهای او را جفت کرد تا آن حضرت بپوشد. [۱۰۹] . و از محمد بن حسن بن عمار نقل شده که گفت: دو سال نزد علی بن [ صفحه ۱۰۸] جعفر بن محمد، آنچه را که او از برادرش (یعنی اباالحسن، موسی بن جعفر علیهالسلام) شنیده بود، مینوشتم، در آن ایام روزی در مدینه نزد وی نشسته بودم، در این هنگام ابوجعفر محمد بن علی الرضا (علیهماالسلام) وارد مسجد (مسجد النبی صلی الله علیه و آله) شد. علی بن جعفر بدون کفش و رداء از جا پرید و بر دست او بوسه زد و او را تعظیم نمود. ابوجعفر (علیهالسلام) به او گفت: عمو، بنشین، خدای تو را رحمت کند. علی بن جعفر گفت: آقای من، چگونه بنشینم در حالی که شما ایستادهاید؟ پس چون علی بن جعفر به مجلس خود بازگشت، اطرافیانش شروع به سرزنش او کردند و به او میگفتند: تو عموی پدر او هستی و اینگونه رفتار میکنی؟! علی بن جعفر به آنان گفت: خاموش باشید! – و در حالی که با دست محاسن خود را گرفت ادامه داد: – زمانی که خدا این ریش سفید را اهل و شایسته ننموده است ولی این جوان را شایسته ساخته است و او را در این منزلتی که دارد قرار داده، آیا من فضیلت او را منکر شوم؟! از آنچه شما میگویید به خدا پناه میبرم. بلکه من بندهی اویم. [۱۱۰] . و در نقلی دیگر، مردی از او دربارهی ابوالحسن، موسی بن جعفر (علیهماالسلام) و بعد از او از امام رضا (علیهالسلام) سراغ گرفت و او خبر رحلت آن دو را به او گفت. آن مرد گفت: بعد از امام رضا (علیهالسلام) ناطق (به حق) کیست؟ [ صفحه ۱۰۹] علی بن جعفر گفت: پسرش، ابوجعفر. سائل به علی بن جعفر گفت: آیا دربارهی این پسربچه این سخن را میگویی در حالی که در این سنین و دارای چنین قدر و منزلتی هستی و پسر جعفر بن محمد میباشی؟!. علی بن جعفر به او گفت: تو را جز شیطان چیزی نمیبینم و ادامه داد: چه کنم که خداوند او را اهل و شایستهی این مقام دانسته و این ریش سفید را شایسته ندانسته است. [۱۱۱] . [ صفحه ۱۱۲]
برگرفته از کتاب نگاهی به زندگانی سیاسی امام جواد (ع)نوشته آقای علامه سید جعفر مرتضی عاملی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *