اخلاق و فضائل

علم امام جواد از روی کتاب

بخشی از علم به وسیله ی کتاب آسمانی قرآن است که به امام افاضه شده و آن ها حاملین علوم قرآن هستند و از ظاهر و باطن، مجمل و مبین و محکم و متشابه قرآن مطلع و آگاهند. چنانچه خداوند در سوره ی جن می فرماید: (عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا – الا من ارتضی من رسول فانه یسلک من بیده یدیه و من خلفه رصدا). [۱۲۵] . علم غیب، در مقابل علم شهود است که به حس ظاهر و باطن درک نمی شود. این علم غیب به سه اعتبار است: [ صفحه ۱۸۳] ۱ – یا به اعتبار زمان وقوع کاری است. مانند اشیای گذشته و آینده. ۲ – یا از جهت مکان وقوع می باشد. مانند آنچه از حس ما غایب و پنهان است که اکنون با آن وضع و محاذات حسی نداریم، بلکه در مکان آینده و زمان آینده با آن تماس حاصل می کنیم. ۳ – یا در اصل زمانی و مکانی نیست، ولی پنهان از نفس آدمی است. مانند قواعد علمی. چنانچه در سوره ی آل عمران می فرماید: (تلک من انباء الغیب نوحیه الیک ما کنت تعلمها انت و لا قومک). [۱۲۶] . یا مانند فن کشتی سازی که به نوح تعلیم شد و همه ی این علوم به شهود و حس است و آنچه غیر از این باشد علم غیب است که ماورای حس و شهود است و این علم غیب مخصوص ذات حق تعالی است و آن خداوند است که عالم به غیب است و در این علم غیب، هیچ کس در هیچ مرتبه ای از مراتب و منازل آن شرکت ندارد مگر کسانی که از آن ها راضی باشد. این مرضیین، پیامبران و خلفای آن ها هستند که حافظ علم غیب هستند. از این رو فرمود: (فلا یظهر علی غیبه احدا). و استثناء آن به وجود مقدس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و علی امیرالمومنین علیه السلام و اولاد معصومین علیهم السلام آن ها تعبیر شده است که: (فجعلتم خزنه لعلمه و تراجمه لوحیه». و این علم است که به کثرت انفاق کاستی و تقلیل نمی یابد. آن سان که خداوند می فرماید: (فانه یسلک من بین یدیه و من خلفه رصدا). چرا که خداوند این علم را از کید شیاطین مصون داشته و از چشم و گوش آن ها محو فرموده است. در روایتی آمده: «انه قد ابلغ النبی صلی الله علیه و آله علیا و الطیبین من ذریته ما علمه من غیبه و انهم قد [ صفحه ۱۸۴] ابلغوا شیعتهم ما امروا بابلاغهم من العلوم الغیبه». تردیدی نیست که برگزیده ترین افراد بشر، پیامبر خاتم النبیین صلی الله علیه و آله بوده که صادر اول، عقل کل و اشرف رسل است و او علم غیب شهودی را به امیرالمومنین علی علیه السلام و ذریه پاک او آموخت و به آن ها اجازه داد که به خواص شیعه – که ظرفیت تحمل و حفظ علم غیب را داشته باشند – بیاموزند. چنانچه در «تفسیر قمی» آمده است: «لیعلم النبی صلی الله علیه و آله ان قد ابلغ رسالات ربه و احاط بما لدی الرسول من العلم و احصی کل شی ء عددا» [۱۲۷] . این علم، آگاهی از گذشته و آینده تا روز قیامت از فتنه ها، خسف، زلزله، قذف و هلاکت افراد و اقوام و ملل است. شیخ کلینی رحمه الله روایت می کند که: حمران بن اعین از حضرت باقر علیه السلام در ضمن حدیث مفصلی – که نقل نموده – از تفسیر آیه ی (عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا) پرسید؟ حضرت باقر علیه السلام فرمود: سوگند به خدا! محمد صلی الله علیه و آله از کسانی است که او را پسندیده است. [۱۲۸] . آنگاه فرمود: و اما اینکه فرموده: «علم الغیب» همانا خداوند عالم است به آنچه از خلق او پنهان است در آنچه تقدیر می کند و در علم خودش بیش از آنکه او را بیافریند و پیش از آنکه به فرشتگانش برساند حکم می کند، ای حمران این علمی است که نزد او موقوف است و به درخواست او بستگی دارد، هرگاه بخواهد آن را حکم می کند و اگر بدا در آن حاصل شد آن را امضاء نمی کند. [ صفحه ۱۸۵] اما علمی که آن را مقدر کند و حکم کند و امضا کند یعنی به مرحله ی ثبوت برسد علمی است که به رسول خدا و پس از آن به ما منتهی می گردد. و آنچه که خداوند در سوره ی نمل می فرماید که: (لا یعلم من فی السماوات و الارض الغیب الا الله) از همین علم است که از باب حکمت و مصلحت با شرایط خاصی به پیامبر خود و اوصیای او او افاضه می فرماید. و معنای روایتی که می فرماید: «یعلمه و یزقه العلم زقا و یرزقه العلم رزقا و یعلمه الله الهاما» همین است. [۱۲۹] .
برگرفته از کتاب زندگانی حضرت امام محمد تقی جوادالائمه نوشته آقای حسین عماد زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *