امامت و رهبری، حاکمان زمان

امام جواد و قاضی بغداد

عیاشی در کتاب تفسیر قرآن به مناسبتی حکایت میکند؛ زرقان دوست احمد بن داود قاضی بغداد میگوید: روزی ابن ابیداود از دربار عباسی آمد، سخت اندوهگین و ناراحت بود! گفتم تو را چه میشود؟ گفت از دربار میآیم، او سخت نگران بود و به اندوهی عمیق دچار بود و همی این کلمات را به زبان میآورد. مرا جواد چه کار بود، بیست سال است در فشار سخت و دلتنگی و افسردهدلی دچار شدم. هر آن در برابر چشم من میآید! مرا با آتش تهدید میکند و نهیب میزند. این دلمردگی و پریشانی احوال من در اثر سعایت به کشتن فرزند رسول خدا است. از بداندیشی عالم نماهای دربار عباسی چه فتنهها برخاست و چه فساد و جنایتها شد، قاضی بغداد میخواست همیشه مقام قاضی بزرگ را دارا باشد، و هرچه گفت به نام خدا و قرآن اجرا شود، راستی چه جنایتها به نام دین و سیاست میشود. [ صفحه ۷۰]
برگزیده از کتاب زندگانی حضرت امام جواد (ع) و جلوههای ولایت نوشته آقای مرتضی مدرسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *