از دیدگاه شعرا

شعر در مدح امام جواد مظهر حسن افرین

مظهر حسن افرین امد
حجت رب العالمین امد
وارث تاج وتخت کرمنا
شمع و مصباح مرسلین امد
پیشوازش هزار یوسف شد
با لوایی زیا و سین امد
از سرادیق اسمان جلال
ماه و خورشید بی قرین امد
از پس پرده ربوبیت
صبحدم، ماه مشرقین امد
نهمین خسرو زمین و ماه
مبدا علم راسخین امد
شافع روز حشر، سبط رسول
غافر جلم مذ نبین امد
روح قران و تاسع عترت
باطن جان واصل دین امد
در فضاء و حریم ماه وطین
والی ان، امام این امد
بحر فیاض سرمدی است جواد
گل باغ محمدی است جواد
استان بوس خانه اش جبرئیل
تخت ظل لواش میکائیل
ریزه خواران سفره جودش
هست خلق جهان، چو اسرافیل
حکم فرمای قابض الارواح
رهبر کائنات و عزرائیل
در کتاب مبین قرانش
که علیم است و پادشاه کفیل
ناخدای سفینه در دریاست
گنج اسماء و و دودمان خلیل
گوهر بحر هشت اقیانوس
مهبط وحی علم رب جلیل
شفق صبح مشرق توحید
سوره نور و ایه تنزیل
از قیامش قیامتی گردید
زین قیامت که دین شده تکمیل
حجت حق، قدم به عالم زد
انکه دین را بود بزرگ دلیل
بحر فیاض سرمدی است جواد
گل باغ محمدی است جواد
خالق ما به یمن این مولود
کو بود والی ولی ودود
باب رحمت، در سخا وکرم
از طفیلش به روی خلق گشود
خسرو طوس، شاد و خندان شد
طالع بخت ما شده مسعود
از پس پرده شهود و غیب
افتاب جمال چهره نمود
دستی از استین برون امد
منزل وحی این ترانه سرود
که در ایینه الهیت
شد عیان عکس احمد محمود
هاتف این مژده را به عالم داد
روز عید است و لحظه موعود
از سویدای دیده دل بین
که هویدا است شاهد و مشهود
تیره غم ز چهر عالم رفت
شادی امد دوباره چهره گشود
بحر فیاض سرمدی است جواد
گل باغ محمدی است جواد
مرغ دل، مدح غنچه گل گفت
وصف گل با زبان بلبل گفت
طوطی هند، با شکر خنده
از گلستان و باغ سنبل گفت
افرین افرین از این گفتار
انچه که حبه قرنفل گفت
از حدیث کسا دلیل اورد
سر این نکته با تسلسل گفت
این جهان، صورت است یا سیرت
وصف را حق، به سوره قل گفت
چهارده شمس و مظهر یک نور
نامشان باید با تعقل گفت
مظهر جود حق جواد بود
مطلع شمس با تعادل گفت
وحی نازل شده به امر خدا
بایدم حمد با توکل گفت
منطق کل شئ گر گویاست
باید این ذکر با توسل گفت
بحر فیاض سر مدی است جواد
گل باغ محمدی است جواد
بود مسرور پادشاه نفوس
در حریم جلال کرده جلوس
ذکر و تقدیس بهر این مولود
امد از عرش تا به اقیانوس
میزده حاملان عرش برین
گه میلاد، چنگ با ناقوس
رشک فردوس، صحنه گیتی
شد به روی عزیز خسرو طوس
در دل هر که نیست نور ولا
می شود با عدوی حق مانوس
پیر کنعان کجاست تا ببیند
یوسف مهر جان شده محبوس
قلم صنع حق به دست امام
نقش امکان و شهپر طاووس
پیروان رسول عالمیان
منتقم می رسد مخور افسوس
غنچه ان گل ولایت را
قطره، از جان بگو ببوی و ببوس
بحر فیاض سرمدی است جواد
گل باغ محمدی است جواد
برگرفته از کتاب دانستنیهای امام جواد علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *