حوادث، وقایع، هجرت

شورش منکجور زمان امام جواد

از یاران افشین بود و از طرف او امارت آذربایجان یافت، پس از آن که بابک گرفتار شد و نابود گردید، منکجور در یکی از قریه های آذربایجان اموال بسیاری را که مربوط به بابک بود پیدا کرد و بدون آنکه به اطلاع خلیفه و یا افشین برساند آنها را برای خود ضبط کرد، معتصم از این امر آگاهی یافت و از افشین خواست که او را از کار برکنار کند، چون منکجور از این مساله مطلع شد، یاران بابک را دور خود جمع کرد و علیه خلیفه عصیان ورزید، و هواخواهان خلیفه را در آذربایجان کشت، افشین به سرداری ابی ساج دیوداد، سپاهی را برای سرکوب منکجور فرستاد و در واقع می خواست این سپاه از منکجور حمایت کنند. [۳۸۵] معتصم متوجه امر شد و سپاهی را به سرداری بغای ترک به سوی او روانه کرد، منکجور از شهر اردبیل که مرکز فعالیتش بود بیرون آمد و با نیروهائی که در اختیار داشت به یکی از قلعه های بابک رفت و پناه گزید و تقریبا بغا، کاری از پیش نبرد و مدتی سرگردان بود تا اینکه یاران منکجور او را دستگیر کرده و به سردار خلیفه تسلیمش نمودند، او را به سامرا فرستادند و معتصم او را حبس کرد و از گفتار او برخی مطالب به دست آمد که افشین را متهم می کرد و پرونده ی او را سنگین تر کرد، و این واقعه در سال ۲۲۵ اتفاق افتاد. [۳۸۶] . [ صفحه ۲۲۱]
برگرفته از کتاب تحلیلی از زندگانی و دوران امام محمد تقی علیه السلام نوشته: فضل الله صلواتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *