ازدواج و همسران

خطبه عقد امام جواد

حضرت فرمودند: حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که نعمتهایش را به رحمت خود عطا میفرماید و بندگان را با منت هدایت میفرماید. [۱۰۱] حمد و ستایش میکنم خدا را از طریق اقرار به نعمتهایش و ایمان دارم به وحدانیت او که خدایی جز او نیست، از سر اخلاص. [۱۰۲] درود خداوند بر حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بهترین مخلوقش که در او تمام فضائل پراکندهی دیگر پیامبران را گرد آورده است و همه را از او برای جانشینش میراث قرار داده است. درود بر او باد، درودی تمام و کامل. [۱۰۳] اما بعد، از فضل خدای تعالی بر مردم، آن است که آنان را به واسطهی حلال، از حرام بی نیاز کرده و فرموده است: «و انکحوا الایامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنیهم الله من فضله والله واسع علیم» [۱۰۴] . «مردان و زنان بیهمسر از میان خود را به ازدواج یکدیگر درآورید و نیز [ صفحه ۱۰۱] بندگان و کنیزان صالح خود را و اگر آنان فقیرند، خداوند از عنایتش آنان را بینیاز میگرداند که او رحمتش را میگسترد و داناست.» همانا محمد بن علی بن موسی (علیهم الصلوه و السلام) دختر بندهی خدا «مامون» را به عقد خویش درمیآورد و مهریهاش را همچون مهریهی دختر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم و جدهی خود حضرت فاطمه (علیها الصلوه و السلام) برابر با پانصد درهم کامل قرار میدهد. ای امیرالمومنین، آیا وی را با این مهریه تزویج میکنی؟ [۱۰۵] . «مامون» (لعنه الله علیه) گفت: ستایش خدایی راست که تمام کارها در مقابلش خوار و ذلیل است، خدایی را که جز او نیست. به ربوبیت او اقرار میکنم و درود خداوند را شایستهی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و برگزیدهی او میدانم. اما بعد، خدای تعالی نکاح را – که بدان راضی است – وسیلهی ایجاد نسبت قرار داده است و من «زینت»، دخترم، را به «محمد بن علی بن موسی» (علیهم الصلوه و السلام) به همان مقداری که فرمودند، تزویج کردم. [۱۰۶] . بدین ترتیب، مراسم عرض تبریک آغاز شد و نثار قدوم حضرت امام جواد علیه الصلوه و السلام، بستههایی [۱۰۷] از نقره، در مجلس پراکندند که در آن مشک آمیخته به زعفران بود و در میان هر یک، نوشتههایی بود که نام اموال گران قیمت و املاک و باغها را بر آنها مرقوم کرده بودند. خواص مجلس آن را بعد از جمع کردن، گشودند و هر یک آنچه را نوشته شده بود، درخواست کردند. بر فرماندهان و دولتمردان کیسههای زر فروریختند و ظروفی نقرهای و آکنده از عطر شبیه به کشتی و به مجلس درآوردند که همگان از آن استفاده کردند. غذا آوردند و حاضران خوردند و در حالی که به برکت حضرت امام جواد علیه الصلوه و السلام ثروتمند شده بودند، مجلس را ترک گفتند. [۱۰۸] . [ صفحه ۱۰۲] «امالفضل» را به خانهی «احمد بن یوسف» – در کنار دجله – بردند و حضرت امام جواد علیه الصلوه و السلام تا موسم حج در همان جا اقامت کردند. سپس با عیال خود به مکه و بعد به مدینه تشریف بردند. [۱۰۹] . چو مامون فضل وی در هفت سالی دید، داد اعلان که واجب احترامش بر شیوخ و بر شباب آمد به مخصوصین خود گفتا که امالفضل از آن اوست زوی انجب که کفو دخترم در انتجاب آمد بدو عباسیان گفتند زاو پرسش کند یحیی بدین امید کو طفل است و عاجز از جواب آمد یکی مجلس بپا کردی دو مسند خوش بگستردی یکی زآن دو، زمامون بود و دیگر زان جناب آمد جواد آمد به سن هفت و بر مسند چو شه بنشست همه گفتند زین حرمت، دل دشمن کباب آمد زمامون خواست بن اکثم، اجازت، تا ز شه پرسد بگفت از وی اجازت در سوال و در خطاب آمد اجازت خواست زاو، گفت: آنچه میخواهی نما پرسش خود این همچون «سلونی» در حضور و در غیاب آمد بگفت: «ای من فدایت، محرمی گر کشت صیدی را چه در حکمش تو فرمایی؟ که در گفتن ثواب آمد» [ صفحه ۱۰۳] بگفتا: «کشت در حل یا حرم؟ با علم یا با جهل خطا یا عمد؟ حر یا عبد؟ کودک یا که شاب آمد؟ معید و مبتدی؟ نادم، مصر؟ حج، عمره؟ روز و شب؟ صغار آمد، کبار آمد؟ طیور آمد، دواب آمد؟» فتاد اندر تلجلج پوراکثم چون خر اندر گل خلیفه گفت: علم الله بود، نز اکتساب آمد به شکر اندر شد و حل مسائل خواست زاو، فرمود بدو، کو منتظر سفت گهر زان لعل ناب آمد کبیر طیر، در حل گوسفندی، در حرم ضعفش به جوجه بره در حل ضعف و قیمت در مثاب آمد ندم، کودک، خطا، معفو؛ ضمان عبد بر مولاست چو علمت جهل و بر عامد، مصر، محشر، عقاب آمد چنان بر زد صدای آفرین از خلق و از مامون که گویی چنگ بر نقارهها و بر رباب آمد بگفتا خطبه امالفضل دختم، برگزین، شه خواند به مهر فاطمه، خوش خطبه کان با آب و تاب آمد که ناگه زورقی سیمین به نهر از مشک و از عنبر رسید و هر که را بر موی زان مشکین خضاب آمد سپس چیدند زرین خانچهها ز الوان نعمتها به بندقها تیول وصک سیم و زر ناب آمد به نام شه نگر فیروزی و برکت، که در ساعت «قدور راسیات» آمد، «جفان کالجواب» آمد [۱۱۰] . [ صفحه ۱۰۴]
برگرفته از کتاب نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد (ع) نوشته آقای عبدالرزاق مقرم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *