خاندان

امام جواد و یادی از مظلومیت مادر

«زکریا بن آدم» از اصحاب و یاران امام رضا علیه السلام گوید:
روزی در خدمت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام بودم که حضرت جواد علیه السلام را خدمت آن حضرت آوردند در حالی که سن مبارکش از چهار سال کمتر بود. پس آن جناب دست خود را بر زمین زد و سر مبارک را به جانب آسمان بلند کرد و مدت زیادی در فکر فرو رفت.
حضرت رضا علیه السلام فرمود: «جان من فدای تو باد، برای چه منظوری این قدر فکر می کنی؟»
فرمود: «به یاد مظلومیت مادرم افتادم و فکرم در مورد آن مصیبت هایی بود که بر سر مادرم زهرا علیهاالسلام آوردند.» آنگاه فرمود:
«اما والله لاخرجنهما ثم لاذرینهما ثم لاسفنهما فی الیم نسفا.»
«به خدا سوگند، آن دو نفر را از قبرهایشان خارج کرده و بدنهایشان را به آتش می کشم، آنگاه خاکسترشان را به دریا می ریزم.»
پس حضرت رضا علیه السلام او را نزدیک خود طلبید و مابین دیدگان او را بوسید و فرمود: «پدر و مادرم فدای تو باد، تویی شایسته برای امامت.» [۱] .
—————————————————————————————————————————————–

برگرفته از کتاب دانشنامه امام جواد علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *