سیره عملی و رفتاری

امام جواد و اکرام بزرگتر

[۷۹۵] ۳ – و نیز آورده است: [ صفحه ۲۵۸] از محمد بن حسن بن عمار، روایت شده که گفت: در شهر مدینه و در مسجد پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم، خدمت علی بن جعفر بن محمد، نشسته بودم و چنان بود که مدت دو سال، نزد او بودم و کارم، نوشتن روایاتی بود که او از برادرش – امام کاظم موسی بن جعفر علیه السلام، شنیده بود؛ در همین هنگام، امام جواد علیه السلام داخل مسجد شد که ناگهان علی بن جعفر، بدون عبا و پا برهنه به سوی حضرت دوید و دست مبارکش را بوسید و تکریم و احترامش نمود. امام جواد علیه السلام به او فرمود: عمو جان! بفرما بنشین، خدایت رحمت کند. علی بن جعفر عرض کرد: سرورم! چگونه بنشینم، در حالی که شما ایستاده اید؟ وقت علی بن جعفر به جایگاه خویش باز گشت، یاران او زبان به سرزنشش گشودند و گفتند: شما عموی پدر او هستید، با این حال با وی چنین رفتار می کنید؟ علی بن جعفر به آنان گفت: خاموش باشید! وقتی خدای متعال این محاسن – در حالی محاسن خود را به دستش گرفته بود – را، شایسته نمی شمارد و شایستگی را، به این جوان – امام جواد علیه السلام – می بخشد و او را در جایگاه بلندی که دارد، قرار می دهد؛ من فضیلت و برتری او را منکر شوم؟ پناه می برم به خدا از آنچه به زبان می آورید! بلکه من، بنده ی او می باشم. [۷۹۶] .
برگرفته از کتاب فرهنگ جامع سخنان امام جواد (ع) گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم (ع)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *