سیره عملی و رفتاری

نفرین امام جواد در حق دشمنانش

راوندی آورده است:
از ابن اورمه روایت شده که گفت: همانا معتصم (خلیفه عباسی)، گروهی از وزیران خود را فرا خواند و گفت: برای من و بر علیه محمد بن علی بن موسی علیه السلام، به دروغ و تزویر گواهی دهید و بنویسید که او، قصد دارد بر علیه من خروج نماید؛ سپس حضرت را دعوت کرد و به او گفت: همانا، قصد داری بر علیه من، سر به شورش برداری.
حضرت فرمود: به خدا سوگند! هیچ اقدامی در این مورد، نکرده ام.
معتصم گفت: فلانی و فلانی و فلانی، بر علیه تو گواهی می دهند و آنها را حاضر نمودند.
آنها گفتند: آری، ما این نوشته ها را، از بعضی غلامان شما گرفته ایم.
راوی گفت: معتصم، در پذیرایی نشسته بود و امام جواد علیه السلام، دست خود را بلند کرد و فرمود: خدایا! اگر اینان، به من دروغ می بندند، به عقوبت بگیرشان.
راوی گفت: ما، اطاق پذیرایی را می دیدیم که چگونه، به تلاطم افتاد و به جلو و عقب حرکت می کرد و چون یک نفر از آنها، برمی خاست، تعادلش بهم می خورد و می افتاد؛ پس معتصم عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! من از کاری که کردم، توبه می کنم؛ از پروردگارت درخواست کن تا اتاق پذیرایی را، آرام و بی حرکت سازد.
پس حضرت گفت: خدایا اتاق پذیرایی را از حرکت باز ایستادن؛ در حالی که می دانی اینان دشمنان تو و دشمنان من اند؛ پس آرام گرفت. [۱] .
—————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] الخرائج و الجرائح ۲: ۶۷۰ ح ۱۸٫
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ مترجم مسلم صاحبی؛ شرکت چاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان ۱۳۸۷٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام جواد علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *