گسترش و ترویج علوم

تفسیر و کان تحته کنز لهما

شیخ طوسی نقل کرده است:
از احمد بن عمر حلبی که گفت: در منی خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و عرض کردم! فدایت شوم! ما، خاندانی شاد، در ناز نعمت و مورد غبطه و حدیث دیگران بودیم؛ اما خدای متعال همه آنها را، از ما گرفت تا جایی که محتاج کسانی شدیم که قبلا نیازمند ما بودند.
حضرت به من فرمود: ای احمد! چه حال خوبی داری، ای احمد بن عمر!
عرض کردم: فدایت شوم! حال و روزم را به عرضتان رساندم؛ پس حضرت به من فرمود: آیا خرسندت می سازد که در جایگاهکی از این ستمکاران باشی و دنیای تو، آکنده از طلا باشد؟
به حضرت عرض کردم: به خدا سوگند! نه، ای فرزند رسول خدا! پس حضرت خندید؛ آنگاه فرمود: از اینجا بر می گردی به پشت (به حال خوب) و چه کسی حال و روزش بهتر از تو خواهد بود؛ در حالی که تو به هنری آراسته ای که آن را با دنیایی پر از طلا و جواهر معامله نمی کنی؛ آیا به تو مژده ندهم که خدای متعال مرا، به واسطه تو و پدرانت مسرور ساخته است!
سپس امام جواد علیه السلام در تفسیر سخن خدای متعال (و کان تحته کنز لهما) «و زیر آن، گنجی از آن دو طفلتیم نهفته بود.» [۱] فرمود: کتیبه ای از طلا که در آن نوشته بود: بنام خداوند بخشنده مهربان؛ خدایی، جز خدایکتا نیست؛ محمد، رسول و فرستاده خداست؛ در شگفتم از کسی که به مرگ اطمینان دارد، چگونه شادمانی می کند؟ و کسی که دنیا و دگرگونی هایش با اهل خود را می بیند، چگونه بدان دل می بندد؟ و سزاوار است بر کسی که از خدای متعال غافل است خیال نکند که خدای متعال، در رزق و روزی اش درنگ و کندی می کند و نیز خدای متعال را در حکم و قضایش (بر بندگان) متهم نسازد. سپس فرمود: راضی شدی، ای احمد؟! راوی گفت: عرض کردم: از خدای متعال و از شما اهل بیت. [۲] .
—————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] کهف: ۱۸ / ۸۲٫
[۲] اختیار معرفه الرجال ۲: ۸۵۹ ح ۱۱۱۶٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام جواد علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *