معجزات و کرامات

کرامات امام جواد خبر دادن حضرت از نامه ها

کلینی آورده است:
از داود بن قاسم جعفری نقل شده که گفت: بر امام جواد علیه السلام، داخل شدم در حالی که سه نامه ی بدون عنوان و نامشخص با من بوده و بر من مشتبه شده بود؛ من اندوهگین شدم، پس حضرت یکی از آنها را گرفت و فرمود: این، نامه ی ریان بن شبیب است، سپس دومی را گرفت و فرمود: این، نامه فلانی است و من مبهوت شدم، آنگاه حضرت به من نگریست و تبسم نمود.
راوی گفت: حضرت سیصد دینار به من داد و امر فرمود آن را به یکی از عموزادگانش برسانم و در ضمن فرمود: او به تو خواهد گفت: مرا به دلالی راهنمایی کن تا با این پول، کالایی برایم خریداری کند، و تو راهنمایی اش کن، راوی گفت: نزد عموزاده اش آمدم و دینارها را به او دادم و او به من گفت: ای ابو هاشم! مرا به دلالی راهنمایی کن که کالایی برایم خریداری کند و در جوابش گفتم: به چشم!
راوی گفت: شتر داری به من گفت که با حضرت سخن بگویم تا کاری به او بدهد، پس وارد بر حضرت شدم که با او سخن بگویم، حضرت مشغول غذا خوردن بود و گروهی بر سفره نشسته بودند و نتوانستم حرفی بزنم، حضرت فرمود: ای ابو هاشم! بنشین و غذا بخور و غذا را پیش من گذاشت، سپس از پیش خود و بدون اینکه من درخواستی کنم، فرمود: ای غلام! به شتر داری که ابو هاشم به نزد ما آورده، سر بزن و او را پیش خود نگهدار.
راوی گفت: یک روز با حضرت داخل باغی شدم، به او عرض کردم: فدایت شوم! من حرص فراوانی به خوردن خاک دارم، برایم دعا کنید، حضرت سکوت کرد و سه روز بعد از پیش خود فرمود: ای ابو هاشم! خدای متعال عادت به خوردن خاک را از تو برداشت، ابو هاشم گفت: امروز چیزی منفورتر از خوردن خاک، در پیش من نیست. [۱] .
—————————————————————————————————————————————–
پی نوشت ها:
[۱] الکافی ۱: ۴۹۵ ح ۵٫
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان ۱۳۸۷٫
برگرفته از کتاب دانشنامه امام جواد علیه السلام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *