معجزات و کرامات

کرامت امام جواد

شیخ کلینی رضوان الله علیه در کتاب اصول کافی و در کشف الغمه و بحار از احمد بن ادریس از محمد بن حسال از علی بن خالد
۱۲۸ ] روایت کرده و علی بن خالد ابتدا زیدی [ صفحه ۱۲۱ ] مذهب بوده که گوید من در عسکر (سامرا) بودم به من خبر رسید که ]
در آنجا مردی محبوس و زندانی است که آن را به قید و بند از ناحیه ی شام آوردهاند و گفتند که خبری به خود بسته و تنبأ
مینماید علی بن خالد گوید من به دروازه رفته و به دربانها چیزی دادم تا اینکه نزد او رسیدم او را مردی دیدم صاحب فهم و عقل
و به او گفتم گزارش تو چیست، گفت من مردی از اهل شام بودم و در محلی که آنجا را محل نصب راس الحسین علیه السلام
میگویند به عبادت میگذراندم شبی در آنجا که من روی به محراب آورده و مشغول ذکر خدا بودم شخصی را در برابر خود دیدم
که به من فرمود، از جا برخیز و با ما بیا من برخاستم و همینطور که با او بودم خود را در مسجد کوفه دیدم به من فرمود این مسجد
را میشناسی؟ عرض کردم بلی، این مسجد کوفه است او در آنجا نماز گذارد من هم نماز گذاردم پس به همان حال که با او بودم
خود را در مسجد الرسول به مدینه دیدم او بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم داد من هم سلام دادم، او نماز گذارد من هم با
صفحه ۵۶ از ۱۱۱
او نماز گذاردم و بر رسول خدا صلوات فرستاد و باز من به همان حالت که با او بودم خود را در مکه دیدم و همه جا با او بودم تا
مناسک خود را بجا آورد و من هم با او مناسک خودم را بجا آوردم پس به همین حال که با او بودم ناگهان خود را در محلی که
اول در شام بودم و عبادت مینمودم مشاهده کردم و آن شخص روانه شده و رفت و موسم حج در سال آینده نیز چنین پیش آمدی
برای من شد و این شخص همان کارهائی را با من کرد که در سال اول نمود و آنگاه که من از مناسک خود فارغ شدم مرا وارد
شام کرد خواست که از من جدا شود من به حضرتش عرض نمودم تو را به حق آن کسی که چنین قدرتی را به تو داده که من آن
را از حضرتت [ صفحه ۱۲۲ ] مشاهده نمودم مرا خبر ده که تو کیستی آن شخص سر به زیر آورده پس از آن نظر به من کرده و
فرمود انا محمد بن علی بن موسی علیه السلام آن مرد گفت و بعد از آن این خبر منتشر شد تا اینکه منتهی به محمد بن عبدالملک
زیات شد او کسی را فرستاد مرا دستگیر نمودند و به زنجیر آهنین مغلول کرده به عراق آوردند، راوی گوید من به او گفتم
سرگذشت خودت را به محمد بن عبدالملک گزارش ده او گفت چه کسی این خبر را به او میرساند من کاغذ و دواتی برای او
حاضر کرده او از خبر خود چیزی نوشته و تفصیل احوال خود را در آن شرح داد، محمد بن عبدالملک در زیر گزارش او نوشت
بگو تا آن کس که تو را از شام بیرون برده در شبی به کوفه و از کوفه به مدینه به مکه رسانده و از مکه به شام برگردانده اکنون هم
تو را از حبس و زندان بیرون برد. علی گوید مرا از این احوال غم و اندوه دست داد و به حال او رقت کرده و گفتم صبر کن تا خدا
برای تو فرجی برساند. بامداد فردا دیدم افراد نظامی و رئیس شهربانی و زندانبان و مردمی زیاد در جستجوی او هستند من پرسیدم
چه خبر است گفتند آن شخص زندانی را که دیروز از شام آوردند و خبرهائی به خود بسته بود دیشب مفقود شده و معلوم نیست
که در محبس آیا او را زمین به خود فروکشیده یا پرنده از هوا آمده او را برده. مجلسی نیز در آخر مینویسد که علی بن خالد ابتدا
[ زیدی و بعدها قائل به امامت گردیده و اعتقادی نیکو پیدا نموده. [ صفحه ۱۲۳
برگرفته از کتاب سرور الفؤاد یا، زندگانی حضرت امام جواد محمد بن علی التقی علیه السلام نوشته: ابوالقاسم سحاب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *