آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – خسته و دلشکسته و زارم
خسته و دلشکسته و زارمگره افتاده است در کارم جز به کویت کجا پناه آرمیا جواد الا ئمه ادرکنی ای که روح عبادتی ما راعذر خواه قیامتی ما را جان […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – چرا مادر بی قراری
چرا مادر بی قراری توان ناله نداری بمیرم من که از کنج لبتخون گردیده جاری چشاتو واکن پسرم نگو میسوزه جگرم آفتاب سوزان جواد منپیکر تو رو سوزونده که دیگه […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – پور معین الضّعفا
پور معین الضّعفا دل سُکّان سما مایلتجان که ندارد به خدا در ره عشق و وفا قابلت ای همه عالم به فدات تو جوادی و همه سائلتلطف و عطا یا […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – پس غریبی دروطن تکرار شد
پس غریبی دروطن تکرار شدشمع بودن سوختن تکرار شد یک حسین تشنه در هنگام زهربعد از آن صدها حسن تکرار شد چونکه “ام الفضل” “ام الرّذل” گشتباز نامردی زن تکرار […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – از دل چاهِ سینه ی بی تاب
از دل چاهِ سینه ی بی تابدر شب غصه آه می جوشد تا که هم رنگ خاکیان بشودآسمان هم سیاه می پوشد چشم و بغضم دوباره همراهندتا مرا سمت آسمان […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – یارب ببین زمانه چه کرده است با دلم
یارب ببین زمانه چه کرده است با دلمرنج و بلا عجین شده یک عمر با گلم افتاده ام به حجره ی دربسته بی پناهغیر از اجل کسی نبود در مقابلم […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – قسم به آن که به گنجشک بال و پر داده
قسم به آن که به گنجشک بال و پر دادههمان که بال قنوت دم سحر داده قسم به سوره ی خورشید و آیه آیه ی آنکه نور را به دل […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – آن شب مدینه تشنه ی آب بقا بود
آن شب مدینه تشنه ی آب بقا بودچشم انتظار ساغر قالوا بلی بود آن شب شقایق قصد کوی یار می کرداز خواب غفلت لاله را بیدار می کرد آن شب […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – خالق کون و مکان ان ذات رب العالمیـن
خالق کون و مکان ان ذات رب العالمیـنکشتی بحر گرانش ، سبط خیر المرسلیـن پیک ذات کبریائی منزل وحی از سمـاءان کتاب الله ناطق ، مظهر حـی مبیـن در عبودیت […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آنکه عمری داغ زهرا شعله زد بر پیکرش
آنکه عمری داغ زهرا شعله زد بر پیکرشریخت از روز ازل باران ماتم بر سرش نخل امید رضا بود و به باغ احمدیدست ظلمی زد شراره بر همه برگ و […]