آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – شرار زهر قاتل سر زند از جسم و از جانم
شرار زهر قاتل سر زند از جسم و از جانمکسی بر من نمی گرید به غیر از چشم گریانم من از دوران طفلی تا جوانی خون دل خوردمکه از هر […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ای انس و جان گدای تو یا حضرت جواد
ای انس و جان گدای تو یا حضرت جوادشرمندۀ عطای تو یا حضرت جواد دائم ز کار خلق گره باز میکنددست گرهگشای تو یا حضرت جواد زیباترین دعای سماواتیان بودمدح […] -
0
شعر در مدح امام جواد کشتی بحر گرانش
خالق کون و مکان ان ذات رب العالمینکشتی بحر گرانش، سبط خیر المرسلینپیک ذات کبریائی منزل وحی از سماءان کتاب الله ناطق، مظهر حی مبیندر عبودیت، رسیده رتبه عز و […] -
0
قرآن و علم غیب
از سطور گذشته به این نتیجه رسیدیم که: علم غیب، مخصوص پروردگار است و این علم، عین ذات اوست. همچنین معلوم شد که: خداوند علم غیب خود را روی حکمت […] -
0
امام از نظر مفهوم عام شیعی
امام از نظر مفهوم عام شیعی، آن انسان بی همتا در علم و معرفت و گفتار و کردار و اخلاق است. این مفهوم در دستاوردها و ابعادش، نزد شیعیان آشکار […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – فرشتهها خنده زنان
فرشتهها خنده زنانپیش خدا میون عرش ستارهها رو میریزنداز آسمون به روی فرش چون که یه یار آشنا داره میآدگل پسرِ امام رضا داره میآد امشب هوای دل پریشونهامشب قناری […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ای که هنگام کـرم مظهـر الطاف خدایی
ای که هنگام کـرم مظهـر الطاف خداییباب حاجات و یم جود، جواد ابن رضایی غیر تـو کس گـره از کار خـلایق نگشایدکه تو از عقده گشایان جهان، عقدهگشایی ز چه […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – امشب دهید مژده صدف را به گوهرش
امشب دهید مژده صدف را به گوهرشآن گوهری که رنگ الهی است زیورش امشب فلک گشوده به ماه مدینه چشمریزد به خاک مقدم آن ماه، اخترش امشب به خنده شمس […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – مژده ای یاران نگار آمد نگار آمد نگار
مژده ای یاران نگار آمد نگار آمد نگاربر تن هستی قرار آمد قرار آمد قرار غنچه ی زهرا به بار آمد به بار آمد به بارعالم از یک گل بهار […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آیات تشنگی است سرود زبان من
آیات تشنگی است سرود زبان منمرثیه های داغ عطش ترجمان من جز آیه های درد، ترنم نمی کنمیعنی که زهر برده تمام توان من سوز عطش گلوی مرا زخم کرده […]