آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – از داغ تو آقا دل من بیچاره است
از داغ تو آقا دل من بیچاره استگرد حرمت کبوتری آواره است امسال نه تنها ز غم کشتن توچشمم ز اهانتِ به تو خونبار است آن کس که تو را […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – از دل حجره ى تاریک که بسته است درش
از دل حجره ى تاریک که بسته است درشمى رسد ناله اى و دل شده خون از اثرش چیست؟ این ناله ى سوزنده و از سینه ى کیستصاحب ناله مگر […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – ای آمد و رفت دل ما سمت تو رایج
ای آمد و رفت دل ما سمت تو رایجما حاجت محضیم و شما باب حوائج ما آمده ایم از کرمت بال بگیریماین قصه ی دل را همه دنبال بگیریم تا […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – در حجره ی در بسته تنها جان سپارم
در حجره ی در بسته تنها جان سپارمصورت به دیوار غریبی می گذارم از زهرِ کین خون شد دلم ـ بابا رضا جانشد همسرِ من قاتلم ـ بابا رضا جان […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – خنده شعف از فلک با ملک قمر زند
خنده شعف از فلک با ملک قمر زندحضرت رضا بوسه بر عارض پسر زند ای جواد آل فاطمه خوش آمدیوارث کمال فاطمه خوش آمدی ابن الرضا خوش آمدی ابن الرضاجان […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – سلام ما به رخ انور امام جواد
سلام ما به رخ انور امام جواددرود ما، به تن اطهر امام جواد غریب بود و غریبانه جان سپرد و نبودکسى به وادى غم، یاور امام جواد ز آتش ستم […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدندپاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کارهمچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – گوشه حجره داره نفس نفس میزنه جوونی که
گوشه حجره داره نفس نفس میزنه جوونی کهتوی غربته مثل مجتبی توی غیرته مثل مرتضیتو محبته مثل فاطمه توی رأفته چون امام رضاهمه ی هستی امام رضا داره میسوزه از […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – این پسر محتضری که پدرش نیست
این پسر محتضری که پدرش نیست فرق میان شب تار و سحرش نیست بسکه هلهله است زحجره خبرش نیستغیر شعله بر تمامی جگرش نیست بهر عطش آب بجز چشم ترش […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آتش زهر اگر شعله به پیکر میزد
آتش زهر اگر شعله به پیکر میزدشعله بر جان و دلش یار ستمگر میزد نوجوان بود ولی سیر دل از زندگی اشبسکه آذربه دلش یار ستمگر میزد گله از دشمنی […]