آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – اى تجلى غربت عالم
اى تجلى غربت عالم (۲)که غریبى در خانه ى خود هم (۲) آن که بود، محرمت، قاتلت شد همسرت (۲)در غم ماتمت، در عزا شد مادرت ( یا جواد، یاجواد، […] -
0
شعر در مدح امام جواد قمری پیدا شد
از شبستان ولایت قمری پیدا شداز گلستان هدایت ثمری پیدا شدبحر موّاج کرم آمده در جوش و خروشکه ز دریای عنایت گهری پیدا شدشب میلاد جواد است، ندا زد جبریلکز […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ای دل تو بخوان تا که غریبانه بگرییم
ای دل تو بخوان تا که غریبانه بگرییمبا چشم تر از غربت جانانه بگرییم با یاد گل روی عزیز دل زهراشمعی شده در ماتم پروانه بگرییم ای نور دل حضرت […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ای انس و جان گدای تو یا حضرت جواد
ای انس و جان گدای تو یا حضرت جوادشرمنده ی عطای تو یا حضرت جواد دائم ز کار خلق گره باز میکنددست گره گشای تو یا حضرت جواد زیباترین دعای […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – باچه توجیهی مداد از هم نریخت؟
باچه توجیهی مداد از هم نریخت؟هرقدر توضیح داد از هم نریخت با وجودی که گذشت از جسم توازچه خاک و ابر و باد ازهم نریخت؟؟؟ باورش سخت است که با […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – از اشک عزا دیده ها دریاست
از اشک عزا دیده ها دریاستماتم جواد یا غم زهراست در حجره ى غم جان دهد مظلومفرزند رضا حجت معصوم مى رسد به گوش ناله ى مغموماین زمزمه ى غربت […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – معدن جود و کرم ابن الرضا
معدن جود و کرم ابن الرضاساقی چشم ترم ابن الرضا من که مست این همه لطفت شدمداده ای بال و پرم ابن الرضا نام زیبای شما از کودکییاد داده مادرم […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ایّام سوگوارى ابن الرضا بود
ایّام سوگوارى ابن الرضا بوداى اهل دل عزاى عزیز خدا بود جارى کنم ز دیده خود سیل اشک رادر ماتمى که فاطمه صاحب عزا بود از جور امّ فضل غریبانه […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – دل من را اسیر تو کرده
دل من را اسیر تو کردهجلوه هایی که دم به دم داری حضرت عشق! حضرت باران!در دل خسته ام حرم داری در هوای زیارت حرمتدر به در می شویم مثل […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – از شـرارِ زهر غم ، می سوزه بال و پرش
از شـرارِ زهر غم ، می سوزه بال و پرشپُرِ خون شده دلش ، از جـفای همسـرش روی خاک حجره پا می کشه با چشمی پر آبآخه از سوز عطش […]