آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – از ازل منم زیر دین تو
از ازل منم زیر دین توآرزوی دل کاظمین تو صحن و سراتو عشقه ایوون طلاتو عشقه – گلدسته هاتو عشقهمولا جوادالائمه ********نام تو آقا به روی لبام حاجتم بده خیرالانامبا […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ای گل از داغ غمت مرغ سحر گریه کند
ای گل از داغ غمت مرغ سحر گریه کندبر غریبی تو برخورشید و قمر گریه کند بر دل سوخته ات ای گل سرخ رضویشمع ماتم زده از سوز جگر گریه […] -
0
شعر در مدح امام جواد جواد جود
بنوشته در این طغرا معبود جواد جودغرقیم در این معنا از بود جواد جودعالم به وجود از تارو پود جواد جودپیدا شده مافیها از بود جواد جودمقصود از این خلقت، […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – نشسته خاک سر دل ، هوا گرفته شده
نشسته خاک سر دل ، هوا گرفته شده به عرش مجلس سوگ و عزا گرفته شده گلی ز گلشن زهرا دوباره پرپر شدشبیه حال علی حال ما گرفته شده تنی […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – جوادُ الائمّه ابن الرضایی
جوادُ الائمّه ابن الرضایی قتیلِ فتنه و ظلم و جفایی فدای آهت چه بود گناهت که حجره ی بسته شد قتلگاهت یا صاحب الزّمان آجرک الله…****** کنیزان کف زنان بُرون […] -
0
شعر در مدح امام جواد ایام سوگواری ابن الرضا بود
ایّام سوگواری ابن الرضا بودای اهل دل عزای عزیز خدا بودجاری کنم ز دیده خود سیل اشک رادر ماتمی که فاطمه صاحب عزا بوداز جور امّ فضل غریبانه جان سپردآن […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – از من گرفته همسر من خورد و خواب را
از من گرفته همسر من خورد و خواب رازهر جفا ز جان و دلم برده تاب را واى از عناد دختر مامون که از جفامسموم کرد زاده ى خیر المآب […] -
0
شعر در مدح امام جواد گل یکدانه
من که پرپر می زنم تشنه لب در لانه امبر علی موسی الرضا من گل یکدانه اممن جوادم جان بدادم تشنه لب در لانه ام (۲)همسر بیگانه ام با کنیزان […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – از شـرار زهـر کـیـنـه پـیـکـرم آتـش گـرفـت
از شـرار زهـر کـیـنـه پـیـکـرم آتـش گـرفـت از جـفـای همسـرم خـاکـستـرم آتـش گـرفـت هـمـدم نـا آشنـایـم قـاتـل جـانـم شـده از جسـارت هـای او پـا تـا سـرم آتـش گـرفـت بـا کـنیـزان […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – زدم به آب در این سیل بی گداری که …
زدم به آب در این سیل بی گداری که …شکسته است مرا خنده های یاری که … نشسته است ببیند چگونه خواهد خوردترک به تارک لبهای پر غباری که … […]