آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – شب جوونمرگ خونواده
شب جوونمرگ خونواده شب شهادت آقام جواده شکر خدا که حضرت زهرا اجازه ی نوکریم و داده به کجا بروم به جز این سراتحت مرحمت پسر رضا ۲ تو امیر […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – زاده زهرا میان حجره افغان مى کند
زاده زهرا میان حجره افغان مى کنددر دل با کردگار حى سبحان مى کند بس که جان سوز است آه وناله آن شاه دینشعله بر جان مى زند دل را […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – این پسر محتضری که پدرش نیست
این پسر محتضری که پدرش نیست فرق میان شب تار و سحرش نیست بسکه هلهله است زحجره خبرش نیستغیر شعله بر تمامی جگرش نیست بهر عطش آب بجز چشم ترش […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آتش زند به قلب همه، سوز داغ تو
آتش زند به قلب همه، سوز داغ توشد در اشک اهل ولا، چلچراغ تو اى یادگار فاطمه، اى حجت نهمگیرد زلال اشک من امشب به سراغ تو دیدى به عمر […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – زهر آن چنان شرر زده بر جسم و جان من
زهر آن چنان شرر زده بر جسم و جان منکز تن ربوده یکسره تاب وتوان من من در دیار غربت و دل خسته جان نزاربا من چه کرد همسر نامهربان […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – بسوزم از جفاى همسر و زهر جفا مادر
بسوزم از جفاى همسر و زهر جفا مادرشرر افکنده زهرکینه از سر تا بپا مادر جوادم من ه بر هر درد بى درمان دوایم منولى درد مرا گویا نمى باشد […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – کسی خبر نشد از غربت نهانی من
کسی خبر نشد از غربت نهانی مننیامده به سرم بهر هم زبانی من فقط غریب مدینه غم مرا فهمدکه همسرم شده در خانه خصم جانی من کجایی ای پدرم؟ حال […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – شرار زهر قاتل سر زند از جسم و از جانم
شرار زهر قاتل سر زند از جسم و از جانمکسی بر من نمی گرید به غیر از چشم گریانم من از دوران طفلی تا جوانی خون دل خوردمکه از هر […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – نه تنها این دل ما بر جواد ابن رضا سوزد
نه تنها این دل ما بر جواد ابن رضا سوزدکه بر احوال او جان تمام ماسوا سوزد از آن آتش که زد زهر ستم بر جان آن مولافلک نالد ملک […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – افتاده بر خاک حجره تنها
افتاده بر خاک حجره تنها آهِ جگر سوزی دارد آقا قاتل چه می خندد از بی رحمی ذکر عطش دارد ابن الزهرا سر به روی خاک حجره می گذارد، وایبا […]