آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – در خلوت یاران اثری بهتر از این نیست
در خلوت یاران اثری بهتر از این نیستدر چله گرفتن ثمری بهتراز این نیست ما خم شراب از جگر غوره گرفتیمدر میکده ی ما هنری بهتر از این نیست سجاده […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – این گلای سرخی که روح ایمانن
این گلای سرخی که روح ایماننعزیای قلب ارباب و سلطانن جشن دو پسر پیمبرهذکری که دلامون و میبره یا جواد یا علیّ اصغره محشره سیدی ای عزیز فاطمه****** ازآسمون دل […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – شب نشینان فلک چشم ترش را دیدند
شب نشینان فلک چشم ترش را دیدندهمه شب راز و نیاز سحرش را دیدند تا خدا سیر و سفر داشت همه شب وزاشکغرق در لاله و گل رهگذرش را دیدند […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – کان تقى خصلت جواد اهل بیت
کان تقى خصلت جواد اهل بیتآنکه در وصفش فرو ماند کمیت از هجوم رنجها خون شد دلشهمسر نامهربان شد قاتلش همچو شمع کشته محراب شدسوخت کمکم تا وجودش آب شد […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – شام عزاى نهمین امام است
شام عزاى نهمین امام استپیکر اطهرش به روى بام است تقى ز دنیا مى رود خدایابه پیش زهرا مى رود خدایا امشب دل اهل ولا شکستهدر ماتم ابن رضا نشسته […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – ای روی تو شبیه جمال ابالحسن
ای روی تو شبیه جمال ابالحسنوی خوی تو مثال کمال ابالحسن آوردن قیافه شناسان روا نبودسیمای توست وجه جمال ابالحسن آیینه ی تمام نمای رضا توییای سرو قامت تو مثال […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – دل مى تپد به سینه چو مرغ قفس مرا
دل مى تپد به سینه چو مرغ قفس مراغم همدم است و ناله بود هم نفس مرا تنها میان حجره ى در بسته دل غمینکس نیست جز خداى جهان ملتمس […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – خوشبحال اونی که مشهده
خوشبحال اونی که مشهده خیره ی مناره و گنبده شب میلاد جواد رفته و تو، صحن آقا زانو زده می گه یا امام رضا این منم غرق دعا شب عیدی […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آی کبوترایی که بالاتونو بهم دادید
آی کبوترایی که بالاتونو بهم دادیدرو تن پاک جواد من یه سایبون زدید سایه ای شدید برای نعش گل به روی بامتا نسوزونه تن عزیزشو از صبح تا شام کربلا […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – سوخت از زهر هلاهل جگرم مادر جان
سوخت از زهر هلاهل جگرم مادر جانتیره شد روز به پیش نظرم مادر جان من در این حجره ى در بسته خود مى پیچمکس نداند که چه آمد به سرم […]