آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – خون شد از غم، دلِ خداجویم
خون شد از غم، دلِ خداجویمدرد بسیار و نیست دارویم می فشانم سرشک و می گویمیا جواد الائمه ادرکنی سینه ای پُر شرار دارم مندل و جانی فکار دارم من […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – یـوسف فـاطمه تنهـا و دل شکستـه
یـوسف فـاطمه تنهـا و دل شکستـهلب تشنه جان داده، در حجرۀ در بسته میگرید چشم همه بر جواد الائمهامالفضل میخندد بر گریۀ همسرش فـاطمـه میگریـد در ماتم پسرشمیگرید چشم همه […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – آن شب مدینه تشنه ی آب بقا بود
آن شب مدینه تشنه ی آب بقا بودچشم انتظار ساغر قالوا بلی بود آن شب شقایق قصد کوی یار می کرداز خواب غفلت لاله را بیدار می کرد آن شب […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – تو جوادی ذوالعطایی جان و جانان رضایی
تو جوادی ذوالعطایی جان و جانان رضایی مصحف جان رضا را سوره کوثر مبارکجشن میلاد جواد آل پیغمبر مبارک شد مدینه رشک رضوان از قدوم ماه زهرااز سُرور این ولادت […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – چراغ و چشم رضا محمد بن علی
چراغ و چشم رضا محمد بن علیشهید زهر جفا محمد بن علی ای شده خون بر دلتیار جانی قاتلت یا جواد بن الرضا(۲)***** سلام ما به تو و نگاه آخر […] -
0
ویژه ولادت حضرت امام محمد تقی (جواد الائمه) علیه السلام
این بوی خوش کدام بهار است که پیچیده در گستره خاک؟ نسیم، پیراهن معطر کدام بهار را به تن کرده است؟ پروانه ها، بوی خوش کدام گل نورسته را شنیده […] -
0
شعر در مدح امام جواد مرحمت خدای
گشود دیده چو بر این جهان امام جوادبه روی خلق در مرحمت خدای گشادشکفت تا گل رویش ز بوستان رضا (علیه السلام)بداد مژده به اهل نیاز، پیک مرادعیان تجلّی حق […] -
0
شعر در مدح امام جواد قرص قمر دارد رضا
در بغل امشب یکی قرص قمر دارد رضابر زبان شکر خدای دادگر دارد رضابارگاه زاده موسی چراغان می شوددر حریمش جشن میلاد پسر دارد رضااِقتران مهر و مه گردیده امشب، […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – پسر سلطان با نگاه پریشون
پسر سلطان با نگاه پریشون گوشه ی حجره داره میباره بارون خون دل میون چشم ترشه قاتلش خنده های همسرشه داره میون خونه میمیرهدلش از این زمونه میگیره به زیارت […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – افتاده بر خاک حجره تنها
افتاده بر خاک حجره تنها آهِ جگر سوزی دارد آقا قاتل چه می خندد از بی رحمی ذکر عطش دارد ابن الزهرا سر به روی خاک حجره می گذارد، وایبا […]