آرشیو دیدگاه های دیگران
-
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – آن شب مدینه تشنه ی آب بقا بود
آن شب مدینه تشنه ی آب بقا بودچشم انتظار ساغر قالوا بلی بود آن شب شقایق قصد کوی یار می کرداز خواب غفلت لاله را بیدار می کرد آن شب […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – من که در خانه غریبم، خون دلها شد نصیبم
من که در خانه غریبم، خون دلها شد نصیبممنتظر بودم شب و روز، تا اجل گردد نصیبم وقت رفتن آمد آخر مى روم تا کوى دلبربر سرم یک دم بیا […] -
0
روایت ابن شهرآشوب در مورد قاتل امام جواد علیه السلام
معتصم به عبدالملک زیات، وزیر خود در مدینه، نوشت که امام و ام فضل را راهی بغداد کند. او هم علی بن یقطین را مطلع کرد وامام راهی شد. معتصم […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – عاشقی را به وجد می آری
عاشقی را به وجد می آرییوسفانه تبسمی داری به کدامین ملیح رفتی کهچهره ای سبز و گندمی داری؟ وصف آیینه کار شاعر نیستاز لب خود شنیدنی هستی دوست دارم خودت […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – بنده ام بندۀ ولای تو ام
بنده ام بندۀ ولای تو امعاشق صحن با صفای توام تو جوادی و من گدای توامیا جواد الائمه ادرکنی یا جواد الائمه ادرکنیقامتم خم شده ز بار بلا حاجتم باشد […] -
0
شعر شهادت امام جواد (ع) – حجره در بسته
شعر شهادت امام جواد (ع) – حجره در بسته دل افسرده ام با غم قرین است که در فکر جواد العارفین است چرا غمگین در این عالم نباشم پریشان قلب […] -
0
شعر در مدح امام جواد ستاره ی رضوی
(عزیز فاطمه وای) (۴)جواد عزیز رضا، شهید زهر جفاچشمه ی جود و کرم، غریب آل عباتو قبله ای و پناه، قتیل ناله وآهاسیر سوز جگر، بدون جرم و گناهسلاله ی […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – دل افسرده ام با غم قرین است
دل افسرده ام با غم قرین است کـه در فـکر جـواد العـارفیـن است چرا غمگین در این عالم نباشم پریشان قلب ختم المرسلین است شد از زهر جفا و کینه […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – آفتابی امشب از بیت رضا سر میزند
آفتابی امشب از بیت رضا سر میزند کودکی لبخند در دامان مادر میزند آن که جودش خیره سازد چشم هر فرزانه راو آن که با علمش به جان خصم آذر […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آیاتِ تشنگی است سُرود زبان من
آیاتِ تشنگی است سُرود زبان منمرثیه های داغِ عطش ترجمان من جز آیه های درد، تَرَنُّم نمی کنمیعنی که زهر بُرده تمامِ توان من سوز عطش گِلوی مرا زخم کرده […]