آرشیو مولودی، مدایح و مراثی
-
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آتش زند به قلب همه، سوز داغ تو
آتش زند به قلب همه، سوز داغ توشد در اشک اهل ولا، چلچراغ تو اى یادگار فاطمه، اى حجت نهمگیرد زلال اشک من امشب به سراغ تو دیدى به عمر […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آری جوان ترین قمر آل هاشمم
آری جوان ترین قمر آل هاشمممثل حسن غریب میان محارمم مثل حسین برده عطش طاقت مرامهمان نو رسیدهٔ موسای کاظمم امشب گرفته بوددست خدا مرا زهرا از آسمانمیزد صدا مرا […] -
0
مولودی – ولادت امام جواد (ع) – تو افق روشن دریا
مولودی مناسبت: ولادت امام جواد علیه السلام مداح: محمد رضا طاهری عنوان: تو افق روشن دریا تو افق روشن دریا با طنین قصه و رویا مادری که قبله ی آسمونه […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – در ساحل جود خدا باران گرفته
در ساحل جود خدا باران گرفتهباران نور و رحمت و احسان گرفته در هر نگاه این قبیله هل أتایی ستچشم تهیدستان عالم جان گرفته می بارد انوار کرم از هر […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – خنده شعف از فلک با ملک قمر زند
خنده شعف از فلک با ملک قمر زندحضرت رضا بوسه بر عارض پسر زند ای جواد آل فاطمه خوش آمدیوارث کمال فاطمه خوش آمدی ابن الرضا خوش آمدی ابن الرضاجان […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – طائر عرشم ولى پر بستهام
طائر عرشم ولى پر بستهامیاد دلدارم ولى دلخستهام آسمانم بى ستاره مانده استدرد من را سوى غربت رانده است نالهها مانده است در چاه دلمقاتلى دارم درون منزلم من رضا […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – اومد از راه ولی الله تو شبی پر از ستاره
اومد از راه ولی الله تو شبی پر از ستارهبه خدا که ز قدمهاش برکت داره می باره حضرت سلطان تا به خود صبح پای گهوارش می مونهبا دل پر […] -
0
مداحی – شهادت امام جواد (ع) – آقا ببین که دختر مامون چه کار کرد
مداحی مناسبت: شهادت امام جواد علیه السلام مداح: محمود کریمی عنوان: آقا ببین که دختر مامون چه کار کرد آقا ببین که دختر مامون چه کار کرد قلبم چو دانه […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ای که غمت غصّه ی جان من است
ای که غمت غصّه ی جان من استگریه ی تو خطّ امان من است وقت عزا روز شهادت که شدچهره پر از اشک روان من است ای که غریبی تو […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – اگرچه دیده در خون نشسته اش تر بود
اگرچه دیده در خون نشسته اش تر بوددوچشم بی رمقش نیمه باز بردربود میان حجره به گریه نفس نفس میزدعزیز فاطمه زخمی ترین کبوتربود زبسکه برکف این حجره دستُ پازده […]