آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – ای دل، امشب مدینه بس زیباست
ای دل، امشب مدینه بس زیباستغرق شور و شعف همه دنیاست هر کجا را که بنگری بینیمحفل شادی و طرب برپاست رجبیون همه به پا خیزیدشب راز و نیاز و […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – غرقِ ماتم (۲) گشته عالم، در عزای جواد لائمه (۲)
غرقِ ماتم (۲) گشته عالم، در عزای جواد لائمه (۲)کرده زهرا، نـاله بر پا(۲) از برای جواد الائمه(۲) یـوسف زهرا به سن نوجوانی گشته مسموممی دهد جـان در میان حجرۀ […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – شب عشقه شب شوره بزم عیش و مستی جوره تو دلا بساط سوره
شب عشقه شب شوره بزم عیش و مستی جوره تو دلا بساط سورهاومده امامی که خلقت اون فقط ز نوره پرتو افکن گل سوسن پر تو دامن گلشن که رسیده […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – آفتابی امشب از بیت رضا سر میزند
آفتابی امشب از بیت رضا سر میزند کودکی لبخند در دامان مادر میزند آن که جودش خیره سازد چشم هر فرزانه راو آن که با علمش به جان خصم آذر […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – مسموم زهر ظلم و جفایم
مسموم زهر ظلم و جفایم غریب بغداد ، ابن الرضایم آه ، سوزد این دلم که همسر من ، شده قاتلم آه ، آه و واویلا****** در کنج حجره جان […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – در بین آسمانها مملو از فغان است عرش خدا سیه پوش برحجت جوان است
در بین آسمانها مملو از فغان است عرش خدا سیه پوش برحجت جوان استاین نور آسمانی مهتاب عدل و داد است مظلوم شهر بغداد مولای ما جواد است مولا مو […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – اینگونه آه مکش جوابت نمی دهند
-
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – باز/ گره زدیم حاجتامونو
باز/ گره زدیم حاجتامونوبا پارچه های سبز نیاز به پنجره فولاد رضاباز/ مسافریم از باب الجواد به سمت و سوی باب المراداز صحن گوهر شاد رضا صحن چشمامون خیس بارونهشال […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – نیش و کنایه هاست که از یار می خورم
نیش و کنایه هاست که از یار می خورماز دست یار زهر شرر بار می خورم اصلا به جنگ و نیزه و لشکر نیاز نیستوقتی میان خانه ز دلدار می […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – از من گرفته همسر من خورد و خواب را
از من گرفته همسر من خورد و خواب رازهر جفا ز جان و دلم برده تاب را واى از عناد دختر مامون که از جفامسموم کرد زاده ى خیر المآب […]