آرشیو مقالات و داستانها
-
0
ضریح منور امامین جوادین
اصل ضریح امامین کاظمین از آثار قدیمه دوره صفویه است و به طوری که فاضل معاصر عباس فیض در تاریخ کاظمین خودمینویسد شاه عباس کبیر صفوی ضریحی از فولاد ساخته […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – بس که جان سوز است آه وناله آن شاه دین
بس که جان سوز است آه وناله آن شاه دینشعله بر جان مى زند دل را پریشان مى کند گاه مى پیچد ز درد و گاه مى نالد ز غمگاهى […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – باز بر نخل ولایت ثمری داده خدا
باز بر نخل ولایت ثمری داده خداآسمان عظمت را قمری داده خدا در بهاری همه زیبائی و امید و صفاگلشن مهر و وفا را ثمری داده خدا دهم ماه رجب […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آن روز کاظمین چو بازار شام شد
آن روز کاظمین چو بازار شام شددنیا برای بار نهم بی امام شد دجله که دیگر آبروی رفته هم نداشتآنقدر اشک ریخت که چشمش تمام شد جنت وزید و حُجره […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – در ساحل جود خدا باران گرفته
در ساحل جود خدا باران گرفتهباران نور و رحمت و احسان گرفته در هر نگاه این قبیله هل أتایی ستچشم تهیدستان عالم جان گرفته می بارد انوار کرم از هر […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – میان حجره چنان ناله از جفا می زد
میان حجره چنان ناله از جفا می زدکه سوز ناله اش آتش به ماسوا می زد به لب ز کینه ی بیگانه هیچ شکوه نداشتو لیک داد ، ز بیداد […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – من ماه عالمینم
من ماه عالمینم خورشید کاظمینم نور دل حسینمنور دل حسینم بابا رضا کجایی می سوزم از جدایی در حجره جان سپارم در حال احتضارم من همدمی ندارم من همدمی ندارم […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – من مریدم مراد میخواهم
من مریدم مراد میخواهموصل خیرالعباد میخواهم کمم اما زیاد میخواهماز امام جواد میخواهم یا جوادالائمه ادرکنی خاک ابنالرضاست در گِل منمهر او روز حشر، حاصل من همه جا اوست شمع […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – من که پرپر می زنم ، تشنه لب در لانه ام
من که پرپر می زنم ، تشنه لب در لانه ام بر علی موسی الرضا من گل یک دانه ام من جوادم جان بدادم تشنه لب در لانه امهمسر بیگانه […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – در میان حجره جان میداد و یک یاور نداشت
در میان حجره جان میداد و یک یاور نداشتغیر درد و غم نهان در سینه آن سرور نداشت آفتاب عمر کوتاهش نهان می شد ولیآسمان دیده اش جز اشک وخون […]