آرشیو مقالات و داستانها
-
0
ولادت امام جواد و اعتراض بعضی از اضداد
از جمله ولادت حضرت جوادالائمه این است که برای پدر بزرگوارش تا بعد از چهل سالگی اولاد پسری نبود و این امر باعث شکو تردید جماعت واقفیه [ ۲۴ ] […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – دردامو به کی بگم من اشک تو چشمام حلقه بسته
دردامو به کی بگم من اشک تو چشمام حلقه بستههمسرم پشت در و منتظر مرگم نشسته جگرم می سوزه از تشنگی و قلبم کبابهیه کمی آب ، بخدا آب دادن […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – دل افسرده ام با غم قرین است
دل افسرده ام با غم قرین است کـه در فـکر جـواد العـارفیـن است چرا غمگین در این عالم نباشم پریشان قلب ختم المرسلین است شد از زهر جفا و کینه […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آتش زدند از کین دل، اهل ولا را، اهل ولا را
آتش زدند از کین دل، اهل ولا را، اهل ولا راکشتند و از زهر جفا، ابن الرضا را، ابن الرضا را آه و وا ویلا ، آه و وا ویلاکرببلا […] -
0
پیامک به مناسبت شهادت امام جواد (ع) – سری ۲
در میان حجره یا رب کیست غوغا میکند / شکوه زیر لب ز بی رحمی دنیا میکند همسرش از فرط شادی و شعف کف میزند / زین عمل خود را […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – مسموم زهر ظلم و جفایم
مسموم زهر ظلم و جفایم غریب بغداد ، ابن الرضایم آه ، سوزد این دلم که همسر من ، شده قاتلم آه ، آه و واویلا****** در کنج حجره جان […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آیینه ی تمام قدّ عدل و داد بود
آیینه ی تمام قدّ عدل و داد بودحتی به دشمنان خودش هم جواد بود یک قطره از کرامت او بر دوای خلقکافی که بود هیچ، که حتی زیاد بود از […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – ای گل زیبای حسین
ای گل زیبای حسین علی اصغر گل ثارالّهی گرمی آوای حسین علی اصغر گل ثارالّهی کودک شیدای حسین علی اصغر گل ثارالّهی جان منی یا مولا لاله تنی یا مولا […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – چشام دیگه وا نمیشه غصه تو دل جا نمیشه
چشام دیگه وا نمیشه غصه تو دل جا نمیشهبس روی خاک پاکشیدم پاهام دیگه تا نمیشه میگم که من تشنه لبم هیچ کسی سقا نمیشهزهر جفای همسرم سوزونده پا تا […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – اگرچه دیده در خون نشسته اش تر بود
اگرچه دیده در خون نشسته اش تر بوددوچشم بی رمقش نیمه باز بردربود میان حجره به گریه نفس نفس میزدعزیز فاطمه زخمی ترین کبوتربود زبسکه برکف این حجره دستُ پازده […]