آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – نه تنها این دل ما بر جواد ابن رضا سوزد
نه تنها این دل ما بر جواد ابن رضا سوزدکه بر احوال او جان تمام ماسوا سوزد از آن آتش که زد زهر ستم بر جان آن مولافلک نالد ملک […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – یارب به سینه تاب نمانده ز یاد تو
یارب به سینه تاب نمانده ز یاد توشرمنده ام که یار ندارد جواد تو موسی به طور بهر مناجات می رودمن مانده ام به حجره ی در بسته یاد تو […] -
0
شعر در مدح امام جواد جواد جود
بنوشته در این طغرا معبود جواد جودغرقیم در این معنا از بود جواد جودعالم به وجود از تارو پود جواد جودپیدا شده مافیها از بود جواد جودمقصود از این خلقت، […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – شب میلاد امیر
شب میلاد امیر کاظمین آقام جوادِ(کاظمین.. میگن هرکی کاری داره راهگشاش نام جوادِ(راهگشاش… بکن آقا مرهمتی به این گدا موهبتی(به این گدا … میگم امشب به شور وشین تویی امیر […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – زهر آن چنان شرر زده بر جسم و جان من
زهر آن چنان شرر زده بر جسم و جان منکز تن ربوده یکسره تاب وتوان من من در دیار غربت و دل خسته جان نزاربا من چه کرد همسر نامهربان […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ای که غمت غصّه ی جان من است
ای که غمت غصّه ی جان من استگریه ی تو خطّ امان من است وقت عزا روز شهادت که شدچهره پر از اشک روان من است ای که غریبی تو […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آن روز کاظمین چو بازار شام شد
آن روز کاظمین چو بازار شام شددنیا برای بار نهم بی امام شد دجله که دیگر آبروی رفته هم نداشتآنقدر اشک ریخت که چشمش تمام شد جنت وزید و حُجره […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – بنده ام بندۀ ولای تو ام
بنده ام بندۀ ولای تو امعاشق صحن با صفای توام تو جوادی و من گدای توامیا جواد الائمه ادرکنی یا جواد الائمه ادرکنیقامتم خم شده ز بار بلا حاجتم باشد […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ناله وا جگر نزن اینقدر
ناله وا جگر نزن اینقدرجگرت را شرر نزن اینقدر با صدای نفس نفس زدنتپشت در بال و پر نزن اینقدر بیشتر می زنند بر روی طشتناله بیشتر نزن اینقدر پشت […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آنکه عمری داغ زهرا شعله زد بر پیکرش
آنکه عمری داغ زهرا شعله زد بر پیکرشریخت از روز ازل باران ماتم بر سرش نخل امید رضا بود و به باغ احمدیدست ظلمی زد شراره بر همه برگ و […]