آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – عید باب المراد بر همه مبارک
عید باب المراد بر همه مبارکگل روی جواد بر همه مبارک شمس برج ولا! قمرت مبارکیـا امام هشتم! ثمرت مبارک جلوۀ جمـال پسرت مبارکاین خجسته میلاد بر همه مبارک عید […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آن روز کاظمین چو بازار شام شد
آن روز کاظمین چو بازار شام شددنیا برای بار نهم بی امام شد دجله که دیگر آبروی رفته هم نداشتآنقدر اشک ریخت که چشمش تمام شد جنت وزید و حُجره […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – در میان حجره جان میداد و یک یاور نداشت
در میان حجره جان میداد و یک یاور نداشتغیر درد و غم نهان در سینه آن سرور نداشت آفتاب عمر کوتاهش نهان می شد ولیآسمان دیده اش جز اشک وخون […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – یارب ببین زمانه چه کرده است با دلم
یارب ببین زمانه چه کرده است با دلمرنج و بلا عجین شده یک عمر با گلم افتاده ام به حجره ی دربسته بی پناهغیر از اجل کسی نبود در مقابلم […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – سلام من به نور عین زهرا
سلام من به نور عین زهراجواد ، ماه کاظمین زهرا سلام من به غربت حریمشبه کاظمین و صاحب کریمش سلام من به قلب بیقرارشکه سوخته ز یار نابکارش سلام من […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – وقت رفتن به کنارت پدری می خواهی
وقت رفتن به کنارت پدری می خواهیوقت پرواز شده بال و پری می خواهی پدرت نیست کمی آب به دستت بدهدپسرت نیست می ناب به دستت بدهد همسرت هست ولی […] -
0
شعر در مدح امام جواد جواد ابن رضا
نه تنها این دل ما بر جواد ابن رضا سوزدکه بر احوال او جان تمام ماسوا سوزداز آن آتش که زد زهر ستم بر جان آن مولافلک نالد ملک گرید […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – امشب زمین و آسمان باید چراغانى شود
امشب زمین و آسمان باید چراغانى شودسرتاسر روى زمین از گُل، گل افشانى شود بلبل به عشق روى گل مست غزلخوانى شوداَکناف عالم سربه سر تزیین و نورانى شود وآنگه […] -
0
شعر در مدح امام جواد گلزار ببینید
گل آمد و زد خیمه به گلزار ببینیدشد ماه رخ یار پدیدار ببینیدگسترد به دامان چمن فرش زمرّدفراش صبا در قدم یار ببینیداز نفخه باد سحر و عطر ریاحینصحراست مگر […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – بس که جان سوز است آه وناله آن شاه دین
بس که جان سوز است آه وناله آن شاه دینشعله بر جان مى زند دل را پریشان مى کند گاه مى پیچد ز درد و گاه مى نالد ز غمگاهى […]