آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – آنشب مدینه تشنه ی آب بقا بود
آنشب مدینه تشنه ی آب بقا بودچشم انتظار ساغر قالوا بلی بود آنشب شقایق قصد کوی یار می کرداز خواب غفلت لاله را بیدار می کرد آنشب سحر شعر گل […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – هر که دل بُرد،دلبر ما نیست
هر که دل بُرد،دلبر ما نیستهر که نازی فروخت،لیلا نیست هر که هویی کِشَد مسیحا نیستهر کسی با تو نیست با ما نیست دلبر محض، غیر مولا نیستکیست مولا و […] -
0
شعر در مدح امام جواد (ع) – جود جواد
شعر در مدح امام جواد (ع) – جود جواد هزار جان گرامی ، فدای جود جواد دل شکسته خود بسته ام به بود جواد هماره می رسد از کائنات و […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – این واژه ها عمریست دنبال تو می گردند
این واژه ها عمریست دنبال تو می گردندتا عاقبت از دفتر من سر درآوردند این واژه هایی که فقط از وصل می گفتندامروز با دل های تنها مانده هم دردند […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آیاتِ تشنگی است سُرود زبان من
آیاتِ تشنگی است سُرود زبان منمرثیه های داغِ عطش ترجمان من جز آیه های درد، تَرَنُّم نمی کنمیعنی که زهر بُرده تمامِ توان من سوز عطش گِلوی مرا زخم کرده […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – در میان حجره مولایم ز پا افتاده است
در میان حجره مولایم ز پا افتاده است کز غمش اسلام در شور ونوا افتاده است پشت در گرید کنیزی زیر لب گوید که ای نوجوانی تشنه لب اینجا ز […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – دل افسرده ام با غم قرین است
دل افسرده ام با غم قرین است کـه در فـکر جـواد العـارفیـن است چرا غمگین در این عالم نباشم پریشان قلب ختم المرسلین است شد از زهر جفا و کینه […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ای عرش خاک پای تو یا حضرت جواد
ای عرش خاک پای تو یا حضرت جوادجود و کرم گدای تو یا حضرت جواد دل مهبط ولای تو یا حضرت جوادقرآن پر از ثنای تو یا حضرت جواد مداح […] -
0
قصیده حاج شیخ محمد حسین اصفهانی در مورد امام جواد
سبحان من جاد علی الذوات بمقتضی الاسماء و الصفات فقد تجلی باسمه الجواد فی مصدر الخیرات و الایادی فی عنصر النوبه الختمیه بصوره الولایه العلیه حقیقه الامانه المعروضه رقیقه الدیانه […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – میان حجره چنان ناله از جفا می زد
میان حجره چنان ناله از جفا می زدکه سوز ناله اش آتش به ماسوا می زد به لب ز کینه ی بیگانه هیچ شکوه نداشتو لیک داد ، ز بیداد […]