آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
شعر در مدح امام جواد (ع) – دست حق در آستین
شعر در مدح امام جواد (ع) – دست حق در آستین من ان زینت ده عرش برینم که جا داده خدا اندر زمینم امام مقتدای کائناتم به امر ذات رب […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – سلام من به نور عین زهرا
سلام من به نور عین زهراجواد ، ماه کاظمین زهرا سلام من به غربت حریمشبه کاظمین و صاحب کریمش سلام من به قلب بیقرارشکه سوخته ز یار نابکارش سلام من […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – تکان گریه ی سختی به شانه ها دادی
تکان گریه ی سختی به شانه ها دادیبهانه دست جگرهای چشم ما دادی اجازه داد نگاهت که عاشقت باشمجواز نوکریِ امشب مرا دادی “حسین” گفتنت آقا؛ دلیل تشنگی استبه لب […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – امشب بهشت آرزو را باز کردند
امشب بهشت آرزو را باز کردندسرّى ز اسرار مگو را باز کردند خم خانۀ توحید را در برگشودنداز چهارده خم یک خم دیگر گشودند مستان صافى دل که قدسى نام […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – هرگاه قصد روى تو ابن الرضا کنم
هرگاه قصد روى تو ابن الرضا کنمبا نام تو خداى دلم را صدا کنم گویند جود توست فزون از جوادهابا ذکر یا جواد دلت را رضا کنم بىطعمچشمهاىتوعاشقنمىشدمکاش اى حبیب […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – جواد الائمّه شده کشته ز کینه
جواد الائمّه شده کشته ز کینه دوباره شد عزادار شهیده ی مدینه به دل سوزِ شرر دید رضا داغ پسر دید واویلا…****** گلِ امامِ هشتم به احوال پریشان شهید راه […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – ز پشت پاره های ابرا تو آسمونا
ز پشت پاره های ابرا تو آسمونا یه ماه بی قرینه یکباره میشه پیدا دَرای آسمونا واشد به روی دنیا عکس خدا شده باز به خاکیان هویدا مولا به خنده […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – زهر به جان زد شررم ای پدر
زهر به جان زد شررم ای پدرسوخت ز پا تا به سرم ای پدر جواد مظلوم تو از دست رفتنمانده دیگر اثرم ای پدر من که غریبانه زدم دست و […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند
عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدندپاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کارهمچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – افتاده بین حجره و آبش نمی دهند
افتاده بین حجره و آبش نمی دهندمیگوید آب آب و جوابش نمی دهند این قوم جاهلی که به دست امام خویشآب از برای کسب ثوابش نمی دهند حاجت به آبِ […]