آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – الا کرم ز تو مشهور یا امام جواد
الا کرم ز تو مشهور یا امام جوادکلام توست همه نور یا امام جواد ائمهاند جواد و توئی جواد همهکه گشته جود تو مشهور یا امام جواد سزد ز لعل […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ز بس غم در دل خود روز و شب داشت
ز بس غم در دل خود روز و شب داشتدلش در آتش غم سوز و تب داشت جواد اهلبیت از داغ مادرز طفلی ذکر یا زهرا به لب داشت ببین […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – باز هم قافیه ها سوز و نوایی دارد
-
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – غربت هیچ کسی مثل تو مولا نشود
غربت هیچ کسی مثل تو مولا نشودگره بی کسی تو به خدا وا نشود نیست یک خواهر غمدیده پرستار شماهیچ کس همقدم زینب کبری نشود به لب تشنه ی تو […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – خواهر نداشتی که به جای تو جان دهد
خواهر نداشتی که به جای تو جان دهدیا گرد و خاک پیرهنت را تکان دهد از روی خاک حجره سر خاکی تو رابر دارد و به گوشه دامن مکان کند […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – در دلم شور دیگری دارم
در دلم شور دیگری دارمدهم ماه حال بهتری دارم اشک،شور،خندۀ بر لبانقلابی سراسری دارم تند تند می زند قلبمنکند مهر دلبری دارم بیت بیت من پر احساس استمصرع مصرع نو […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – بر روی خاک حجره ای مردی
بر روی خاک حجره ای مردیبی رمق، بی شکیب افتاده باز تاریخ میشود تکراریک امام غریب افتاده جگرش از عطش چه میسوزدچون پرستوی پرشکسته شده بسکه فریادکرده “واعطشایاس زهراچقدر خسته […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – آن روز کاظمین چو بازار شام شد
آن روز کاظمین چو بازار شام شددنیا برای بار نهم بی امام شد دجله که دیگر آبروی رفته هم نداشتآنقدر اشک ریخت که چشمش تمام شد جنت وزید و حُجره […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – گلچین به باغ پرپر من خنده میکند
گلچین به باغ پرپر من خنده میکندبر حال زارو مضطرمن خنده میکند این درد خویش را به که گویم که ای خدادر بی کسیم همسر من خنده میکند از دشمنان […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبودروی بوم خونه ای یه بدن افتاده بود غربت و بی کسی از حال و روزش حاکی بودآخه خونی بود لباش آخه موهاش خاکی […]