آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – لب تشنه بود ، تشنه یک جرعه آب بود
لب تشنه بود ، تشنه یک جرعه آب بودمردی که درد های دلش بی حساب بود پا می کشید گوشه حجره به روی خاکپروانه وار غرق تب و التهاب بود […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – میزد جوون امام رضا
میزد جوون امام رضا میون حجره دست و پا زنده شده داغ روضه ی علی اکبر لیلا زهر جفا شعله ها میزد به پیکر مولای ما پیچیده تو وادیّ بغداد […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – دل من که بى قراره، به بیابون سر میذاره
دل من که بى قراره، به بیابون سر میذارهخودشم نمیدونه که، داغ عشق تو رو داره توى صحرا که میگرده، تا بشه یاور و یارشآخه هستى تو تموم، روشنى چشم […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – یکبار دگر غنچه دل وا شده امشب
یکبار دگر غنچه دل وا شده امشبباغ دل ما باز مصفا شده امشب گلزار پُر از نور ولا، رشک بهشت استچون آینه ها غرق تماشا شده امشب در گلشن نورانی […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – شب نشینان فلک چشم ترش را دیدند
شب نشینان فلک چشم ترش را دیدندهمه شب راز و نیاز سحرش را دیدند تا خدا سیر و سفر داشت همه شب وزاشکغرق در لاله و گل رهگذرش را دیدند […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – معبود من خدای من ای حیّ داورم
معبود من خدای من ای حیّ داورمدیگر به لب رسیده نفس های آخرم همچون رضا به حجره ی در بسته جان دهمدر شهر غربت از پدرم ارث می برم در […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – بارون رحمت و لطف خدا می باره
بارون رحمت و لطف خدا می بارهمونده رضا تا سحر به پای گهواره شب شادی سلطانه شب جلوه ی یزدانه توی سینه ها طغیانه یا جوادتوی وادی شیدایی روی موجای […] -
0
شعر در مدح امام جواد (ع) – جود جواد
شعر در مدح امام جواد (ع) – جود جواد هزار جان گرامی ، فدای جود جواد دل شکسته خود بسته ام به بود جواد هماره می رسد از کائنات و […] -
0
اشعار شهادت امام محمد تقی ، حضرت جواد الائمه (ع) – ای خصمِ کافران ای دشمنِ فساد
ای خصمِ کافران ای دشمنِ فسادراهِ تو عدل و داد یا حضرتِ جواد ای پادشاهِ جود ای معدنِ سخاوی الگویِ جهاد یا حضرتِ جواد صحن و سرای تو بر خلقِ […] -
0
اشعار میلاد امام جواد (ع) – امشب بـه جهان آمـده پیغمبر دیگر؟
امشب بـه جهان آمـده پیغمبر دیگر؟یا کعبه گرفته است به بر حیدر دیگر؟ یا از حسنین است عیـان منظر دیگر؟دارد به سـرِ دست، رضـا کوثـر دیگر بُشری که دلِ آل […]